gruesomely violent
به طرز وحشتناکی خشن
gruesomely detailed
به طرز وحشتناکی دقیق
gruesomely graphic
به طرز وحشتناکی گرافیکی
gruesomely depicted
به طرز وحشتناکی به تصویر کشیده شده
gruesomely realistic
به طرز وحشتناکی واقعی
gruesomely fascinating
به طرز وحشتناکی جذاب
gruesomely intriguing
به طرز وحشتناکی فریبنده
gruesomely entertaining
به طرز وحشتناکی سرگرمکننده
gruesomely humorous
به طرز وحشتناکی خندهدار
gruesomely absurd
به طرز وحشتناکی پوچ
he was gruesomely injured in the accident.
او به طرز وحشتناکی در این حادثه مجروح شد.
the movie depicted the battle gruesomely.
فیلم نبرد را به طرز وحشتناکی به تصویر کشید.
they found the scene gruesomely bloody.
آنها صحنه را به طرز وحشتناکی خونین یافتند.
the report described the crime scene gruesomely.
گزارش صحنه جرم را به طرز وحشتناکی توصیف کرد.
she spoke about the event gruesomely.
او درباره این رویداد به طرز وحشتناکی صحبت کرد.
the artist painted the scene gruesomely.
هنرمند صحنه را به طرز وحشتناکی نقاشی کرد.
he recounted the story gruesomely.
او داستان را به طرز وحشتناکی تعریف کرد.
the documentary showed the aftermath gruesomely.
مستند عواقب را به طرز وحشتناکی نشان داد.
they described the accident gruesomely to the press.
آنها به طور وحشتناکی حادثه را به رسانه ها توصیف کردند.
the novel ended in a gruesomely tragic way.
رمان به طرز وحشتناکی و غم انگیزی به پایان رسید.
gruesomely violent
به طرز وحشتناکی خشن
gruesomely detailed
به طرز وحشتناکی دقیق
gruesomely graphic
به طرز وحشتناکی گرافیکی
gruesomely depicted
به طرز وحشتناکی به تصویر کشیده شده
gruesomely realistic
به طرز وحشتناکی واقعی
gruesomely fascinating
به طرز وحشتناکی جذاب
gruesomely intriguing
به طرز وحشتناکی فریبنده
gruesomely entertaining
به طرز وحشتناکی سرگرمکننده
gruesomely humorous
به طرز وحشتناکی خندهدار
gruesomely absurd
به طرز وحشتناکی پوچ
he was gruesomely injured in the accident.
او به طرز وحشتناکی در این حادثه مجروح شد.
the movie depicted the battle gruesomely.
فیلم نبرد را به طرز وحشتناکی به تصویر کشید.
they found the scene gruesomely bloody.
آنها صحنه را به طرز وحشتناکی خونین یافتند.
the report described the crime scene gruesomely.
گزارش صحنه جرم را به طرز وحشتناکی توصیف کرد.
she spoke about the event gruesomely.
او درباره این رویداد به طرز وحشتناکی صحبت کرد.
the artist painted the scene gruesomely.
هنرمند صحنه را به طرز وحشتناکی نقاشی کرد.
he recounted the story gruesomely.
او داستان را به طرز وحشتناکی تعریف کرد.
the documentary showed the aftermath gruesomely.
مستند عواقب را به طرز وحشتناکی نشان داد.
they described the accident gruesomely to the press.
آنها به طور وحشتناکی حادثه را به رسانه ها توصیف کردند.
the novel ended in a gruesomely tragic way.
رمان به طرز وحشتناکی و غم انگیزی به پایان رسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید