gruesomely

[ایالات متحده]/ˈɡruːsəmli/
[بریتانیا]/ˈɡruːsəmli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که ترس یا انزجار ایجاد کند؛ به صورت ترسناک یا شوکه‌کننده

عبارات و ترکیب‌ها

gruesomely violent

به طرز وحشتناکی خشن

gruesomely detailed

به طرز وحشتناکی دقیق

gruesomely graphic

به طرز وحشتناکی گرافیکی

gruesomely depicted

به طرز وحشتناکی به تصویر کشیده شده

gruesomely realistic

به طرز وحشتناکی واقعی

gruesomely fascinating

به طرز وحشتناکی جذاب

gruesomely intriguing

به طرز وحشتناکی فریبنده

gruesomely entertaining

به طرز وحشتناکی سرگرم‌کننده

gruesomely humorous

به طرز وحشتناکی خنده‌دار

gruesomely absurd

به طرز وحشتناکی پوچ

جملات نمونه

he was gruesomely injured in the accident.

او به طرز وحشتناکی در این حادثه مجروح شد.

the movie depicted the battle gruesomely.

فیلم نبرد را به طرز وحشتناکی به تصویر کشید.

they found the scene gruesomely bloody.

آنها صحنه را به طرز وحشتناکی خونین یافتند.

the report described the crime scene gruesomely.

گزارش صحنه جرم را به طرز وحشتناکی توصیف کرد.

she spoke about the event gruesomely.

او درباره این رویداد به طرز وحشتناکی صحبت کرد.

the artist painted the scene gruesomely.

هنرمند صحنه را به طرز وحشتناکی نقاشی کرد.

he recounted the story gruesomely.

او داستان را به طرز وحشتناکی تعریف کرد.

the documentary showed the aftermath gruesomely.

مستند عواقب را به طرز وحشتناکی نشان داد.

they described the accident gruesomely to the press.

آنها به طور وحشتناکی حادثه را به رسانه ها توصیف کردند.

the novel ended in a gruesomely tragic way.

رمان به طرز وحشتناکی و غم انگیزی به پایان رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید