hallooed

[ایالات متحده]/həˈluːd/
[بریتانیا]/həˈluːd/

ترجمه

v. با صدای بلند صدا کرد; فریاد زد تا تعقیب کند; صدا زد تا سلام کند

عبارات و ترکیب‌ها

he hallooed loudly

او با صدای بلند فریاد زد

she hallooed back

او هم با صدای بلند فریاد زد

they hallooed together

آنها با هم فریاد زدند

the crowd hallooed

جمعیت فریاد زد

hallooed in excitement

با هیجان فریاد زدند

hallooed for help

برای کمک فریاد زدند

he hallooed joyfully

او با خوشحالی فریاد زد

she hallooed loudly

او با صدای بلند فریاد زد

hallooed with glee

با شادی فریاد زدند

جملات نمونه

he hallooed to his friends from across the field.

او از آن سوی زمین به دوستانش فریاد زد.

the children hallooed with excitement as the parade approached.

کودکان با هیجان فریاد زدند زیرا رژه نزدیک می شد.

she hallooed at the dog to come back.

او به سگ فریاد زد تا برگردد.

they hallooed loudly when they saw the fireworks.

وقتی آتش بازی را دیدند با صدای بلند فریاد زدند.

he hallooed into the woods, hoping to hear a response.

او به داخل جنگل فریاد زد، امیدوار بود که پاسخی بشنود.

as the ship sailed away, they hallooed goodbye.

همانطور که کشتی دور می شد، آنها خداحافظی کردند.

she hallooed for help when she got lost.

وقتی گم شد، او برای کمک فریاد زد.

the hunter hallooed to signal his location.

شکارچی برای نشان دادن موقعیت خود فریاد زد.

he hallooed to attract attention at the event.

او برای جلب توجه در رویداد فریاد زد.

they hallooed with joy when they found the treasure.

وقتی گنج را پیدا کردند با شادی فریاد زدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید