hailed a taxi
احتمالاً تاکسی صدا زد
hailed as hero
به عنوان قهرمان مورد تحسین قرار گرفت
hailed for success
به دلیل موفقیت مورد تحسین قرار گرفت
hailed by critics
توسط منتقدان مورد تحسین قرار گرفت
hailed as genius
به عنوان نابغه مورد تحسین قرار گرفت
hailed as leader
به عنوان رهبر مورد تحسین قرار گرفت
hailed in media
در رسانه ها مورد تحسین قرار گرفت
hailed for bravery
به دلیل شجاعت مورد تحسین قرار گرفت
hailed with enthusiasm
با اشتیاق مورد تحسین قرار گرفت
hailed as revolutionary
به عنوان یک انقلابی مورد تحسین قرار گرفت
the new policy was hailed as a breakthrough in education.
سیاست جدید به عنوان یک نقطه عطف در آموزش مورد استقبال قرار گرفت.
she was hailed as a hero after saving the child from the fire.
او پس از نجات کودک از آتش به عنوان قهرمان مورد استقبال قرار گرفت.
his performance in the play was hailed by critics.
اجای او در نمایش توسط منتقدان مورد استقبال قرار گرفت.
the scientist was hailed for her groundbreaking research.
دانشمند به خاطر تحقیقات پیشگامانه اش مورد استقبال قرار گرفت.
the new product was hailed as a game changer in the industry.
محصول جدید به عنوان یک عامل تغییر دهنده در صنعت مورد استقبال قرار گرفت.
the community hailed the volunteers for their hard work.
جامعه از داوطلبان به خاطر تلاش هایشان قدردانی کرد.
his novel was hailed as a masterpiece of modern literature.
رمان او به عنوان یک شاهکار ادبیات مدرن مورد استقبال قرار گرفت.
the athlete was hailed for breaking the world record.
ورزشکار به خاطر شکستن رکورد جهانی مورد استقبال قرار گرفت.
the festival was hailed as a success by attendees.
جشنواره توسط شرکت کنندگان به عنوان یک موفقیت مورد استقبال قرار گرفت.
the initiative was hailed for promoting sustainability.
این طرح به خاطر ترویج پایداری مورد استقبال قرار گرفت.
hailed a taxi
احتمالاً تاکسی صدا زد
hailed as hero
به عنوان قهرمان مورد تحسین قرار گرفت
hailed for success
به دلیل موفقیت مورد تحسین قرار گرفت
hailed by critics
توسط منتقدان مورد تحسین قرار گرفت
hailed as genius
به عنوان نابغه مورد تحسین قرار گرفت
hailed as leader
به عنوان رهبر مورد تحسین قرار گرفت
hailed in media
در رسانه ها مورد تحسین قرار گرفت
hailed for bravery
به دلیل شجاعت مورد تحسین قرار گرفت
hailed with enthusiasm
با اشتیاق مورد تحسین قرار گرفت
hailed as revolutionary
به عنوان یک انقلابی مورد تحسین قرار گرفت
the new policy was hailed as a breakthrough in education.
سیاست جدید به عنوان یک نقطه عطف در آموزش مورد استقبال قرار گرفت.
she was hailed as a hero after saving the child from the fire.
او پس از نجات کودک از آتش به عنوان قهرمان مورد استقبال قرار گرفت.
his performance in the play was hailed by critics.
اجای او در نمایش توسط منتقدان مورد استقبال قرار گرفت.
the scientist was hailed for her groundbreaking research.
دانشمند به خاطر تحقیقات پیشگامانه اش مورد استقبال قرار گرفت.
the new product was hailed as a game changer in the industry.
محصول جدید به عنوان یک عامل تغییر دهنده در صنعت مورد استقبال قرار گرفت.
the community hailed the volunteers for their hard work.
جامعه از داوطلبان به خاطر تلاش هایشان قدردانی کرد.
his novel was hailed as a masterpiece of modern literature.
رمان او به عنوان یک شاهکار ادبیات مدرن مورد استقبال قرار گرفت.
the athlete was hailed for breaking the world record.
ورزشکار به خاطر شکستن رکورد جهانی مورد استقبال قرار گرفت.
the festival was hailed as a success by attendees.
جشنواره توسط شرکت کنندگان به عنوان یک موفقیت مورد استقبال قرار گرفت.
the initiative was hailed for promoting sustainability.
این طرح به خاطر ترویج پایداری مورد استقبال قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید