hanker after
تلاش برای به دست آوردن
hanker for
تلاش برای به دست آوردن
hanker over
تلاش برای به دست آوردن
to hanker for knowledge
برای هوس کردن برای دانش
she hankered to go back.
او مشتاق بازگشت بود.
(after; for) hanker for knowledge
(بعد از؛ برای) هوس کردن برای دانش
they hankered for the bright lights of the capital.
آنها مشتاق نورهای درخشان پایتخت بودند.
he hankered after a lost golden age.
او مشتاق یک عصر طلایی گمشده بود.
He hankered after big city life.
او مشتاق زندگی در شهر بزرگ بود.
I still hankered for the farm life.
من هنوز هم مشتاق زندگی روستایی بودم.
She’s always hankering after excitement.
او همیشه مشتاق هیجان است.
hanker after
تلاش برای به دست آوردن
hanker for
تلاش برای به دست آوردن
hanker over
تلاش برای به دست آوردن
to hanker for knowledge
برای هوس کردن برای دانش
she hankered to go back.
او مشتاق بازگشت بود.
(after; for) hanker for knowledge
(بعد از؛ برای) هوس کردن برای دانش
they hankered for the bright lights of the capital.
آنها مشتاق نورهای درخشان پایتخت بودند.
he hankered after a lost golden age.
او مشتاق یک عصر طلایی گمشده بود.
He hankered after big city life.
او مشتاق زندگی در شهر بزرگ بود.
I still hankered for the farm life.
من هنوز هم مشتاق زندگی روستایی بودم.
She’s always hankering after excitement.
او همیشه مشتاق هیجان است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید