hanker

[ایالات متحده]/ˈhæŋkə(r)/
[بریتانیا]/ˈhæŋkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. میل یا اشتیاق قوی داشتن برای؛ آرزو کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریhankering
جمعhankers
قسمت سوم فعلhankered
شکل سوم شخص مفردhankers
زمان گذشتهhankered

عبارات و ترکیب‌ها

hanker after

تلاش برای به دست آوردن

hanker for

تلاش برای به دست آوردن

hanker over

تلاش برای به دست آوردن

جملات نمونه

to hanker for knowledge

برای هوس کردن برای دانش

she hankered to go back.

او مشتاق بازگشت بود.

(after; for) hanker for knowledge

(بعد از؛ برای) هوس کردن برای دانش

they hankered for the bright lights of the capital.

آنها مشتاق نورهای درخشان پایتخت بودند.

he hankered after a lost golden age.

او مشتاق یک عصر طلایی گمشده بود.

He hankered after big city life.

او مشتاق زندگی در شهر بزرگ بود.

I still hankered for the farm life.

من هنوز هم مشتاق زندگی روستایی بودم.

She’s always hankering after excitement.

او همیشه مشتاق هیجان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید