the army ordered the soldiers to hault at once.
قاضی دستور توقف روند دادگاه را پس از سقوط یک شاهد کلیدی صادر کرد.
we need to hault production temporarily.
با افزایش تنشها در مرکز شهر، پلیس خواستار توقف خشونت شد.
the project must hault until further notice.
دولت از توقف واردات غذاهای دریایی آلوده خبر داد.
she told him to hault his complaints.
آنها با این شرط که تستهای ایمنی تکمیل شوند، با توقف موقت ساخت و ساز موافقت کردند.
the police made the driver hault at the checkpoint.
باران شدید باعث توقف تولید در کارخانه روباز شد.
let's hault this discussion and take a break.
حمله سایبری باعث توقف شبکه بیمارستان به مدت چند ساعت شد.
the company had to hault operations due to the strike.
خلبان در هنگام شنیدن آژیر خطر، اقدام به توقف اضطراری هنگام برخاستن کرد.
he couldn't hault his laughter.
افزایش هزینهها منجر به توقف استخدام در سراسر شرکت شد.
the train will hault at the next station.
مقامات خواستار توقف فوری تخلیه غیرقانونی در نزدیکی رودخانه شدند.
they decided to hault all negotiations.
استعفای ناگهانی او باعث توقف مذاکرات تا زمان انتصاب یک رئیس جدید شد.
the governor ordered a hault to the construction.
بانک مرکزی با کاهش تورم، از توقف افزایش نرخ بهره خبر داد.
we must hault our spending immediately.
رهبران جامعه خواستار توقف اخراجها در ماههای زمستان شدند.
the army ordered the soldiers to hault at once.
قاضی دستور توقف روند دادگاه را پس از سقوط یک شاهد کلیدی صادر کرد.
we need to hault production temporarily.
با افزایش تنشها در مرکز شهر، پلیس خواستار توقف خشونت شد.
the project must hault until further notice.
دولت از توقف واردات غذاهای دریایی آلوده خبر داد.
she told him to hault his complaints.
آنها با این شرط که تستهای ایمنی تکمیل شوند، با توقف موقت ساخت و ساز موافقت کردند.
the police made the driver hault at the checkpoint.
باران شدید باعث توقف تولید در کارخانه روباز شد.
let's hault this discussion and take a break.
حمله سایبری باعث توقف شبکه بیمارستان به مدت چند ساعت شد.
the company had to hault operations due to the strike.
خلبان در هنگام شنیدن آژیر خطر، اقدام به توقف اضطراری هنگام برخاستن کرد.
he couldn't hault his laughter.
افزایش هزینهها منجر به توقف استخدام در سراسر شرکت شد.
the train will hault at the next station.
مقامات خواستار توقف فوری تخلیه غیرقانونی در نزدیکی رودخانه شدند.
they decided to hault all negotiations.
استعفای ناگهانی او باعث توقف مذاکرات تا زمان انتصاب یک رئیس جدید شد.
the governor ordered a hault to the construction.
بانک مرکزی با کاهش تورم، از توقف افزایش نرخ بهره خبر داد.
we must hault our spending immediately.
رهبران جامعه خواستار توقف اخراجها در ماههای زمستان شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید