havocs

[ایالات متحده]/ˈhævək/
[بریتانیا]/ˈhævək/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویرانی گسترده; تخریب; نابودی
vt. باعث ویرانی شدید شدن
vi. آسیب دیدن یا ویران شدن

عبارات و ترکیب‌ها

create havoc

ایجاد هرج و مرج

wreak havoc

ایجاد هرج و مرج

play havoc with

ایجاد هرج و مرج با

جملات نمونه

schoolchildren wreaking havoc in the classroom.

کودکان مدرسه در حال به هم زدن کلاس.

The wind will wreak havoc on my garden.

باد باغ من را ویران خواهد کرد.

The earthquake wreaked havoc on the city.

زلزله ویرانی به بار آورد.

a wild party that created havoc in the house.

یک مهمانی وحشیانه که باعث هرج و مرج در خانه شد.

shift work plays havoc with the body clock.

شیفت کاری باعث به هم ریختن ساعت بدن می‌شود.

torrential rainstorms wreaked havoc yesterday.

باران‌های شدید سهمگین دیروز ویرانی به بار آورد.

This concentration of airborne firepower played havoc with the enemy forces.

این غلظت آتش هوایی باعث ایجاد هرج و مرج در نیروهای دشمن شد.

The terrible storms wreaked havoc with electricity supplies, because so many power lines were down.

طوفان‌های وحشتناک باعث اختلال در تامین برق شدند، زیرا خطوط برق زیادی قطع شده بودند.

Very similar to a hedgehog, except that the knarl takes offense easily and will wreak havoc on garden plants (FB).

بسیار شبیه به یک خوک آبی، به جز اینکه knarl به راحتی ناراحت می‌شود و ویرانی به بار می‌آورد (FB).

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید