hearings

[ایالات متحده]/ˈhɪərɪŋz/
[بریتانیا]/ˈhɪrɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی درک صداها؛ فاصله‌ای که صداها می‌توانند شنیده شوند؛ جلسات رسمی برای گوش دادن به شواهد یا نظرات

عبارات و ترکیب‌ها

public hearings

جلسات عمومی

committee hearings

جلسات کمیته

judicial hearings

جلسات قضایی

confirmation hearings

جلسات تایید

congressional hearings

جلسات کنگره

administrative hearings

جلسات اداری

evidentiary hearings

جلسات ارائه مدارک

disciplinary hearings

جلسات انضباطی

fact-finding hearings

جلسات کشف حقیقت

oversight hearings

جلسات نظارتی

جملات نمونه

the committee held several hearings on the proposed legislation.

کمیته جلسات متعددی در مورد قانون پیشنهادی برگزار کرد.

the public hearings allowed citizens to voice their opinions.

جلسات عمومی به شهروندان این امکان را داد که نظرات خود را بیان کنند.

witnesses were called to testify during the hearings.

برای شهادت در طول جلسات از شاهدان دعوت شد.

the hearings were broadcast live on television.

جلسات به طور زنده از تلویزیون پخش شد.

after the hearings, the panel will make recommendations.

پس از جلسات، هیئت توصیه هایی ارائه خواهد داد.

many people attended the hearings to show their support.

افراد زیادی برای نشان دادن حمایت خود در جلسات شرکت کردند.

the hearings revealed significant public concern over the issue.

جلسات نگرانی عمده افکار عمومی را در مورد این موضوع نشان داد.

there were numerous hearings scheduled throughout the month.

در طول ماه جلسات متعددی برنامه ریزی شده بود.

legal experts were invited to participate in the hearings.

برای شرکت در جلسات از کارشناسان حقوقی دعوت شد.

the hearings concluded with a summary of the findings.

جلسات با خلاصه ای از یافته ها به پایان رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید