| جمع | hebetudes |
hebetude awareness
آگاهی از ضعف و ناتوانی
overcome hebetude
غلبه بر ضعف و ناتوانی
hebetude effect
اثر ضعف و ناتوانی
hebetude state
وضعیت ضعف و ناتوانی
mental hebetude
ضعف و ناتوانی ذهنی
hebetude syndrome
سندرم ضعف و ناتوانی
hebetude feeling
احساس ضعف و ناتوانی
hebetude symptoms
علائم ضعف و ناتوانی
hebetude response
واکنش به ضعف و ناتوانی
hebetude thoughts
افکار مربوط به ضعف و ناتوانی
his constant hebetude made it difficult for him to keep up with the class.
حالت رخوت و بیحالی او باعث میشد که در کلاس عقب بماند.
after a long week, i felt a sense of hebetude settling in.
بعد از یک هفته طولانی، احساس کردم که حالتی از رخوت و بیحالی در حال فراگیری است.
the hebetude of the audience was palpable during the dull presentation.
حالت رخوت و بیحالی مخاطبان در طول ارائه خستهکننده کاملاً مشهود بود.
her hebetude during the meeting resulted in missing important details.
رخوت و بیحالی او در طول جلسه باعث از دست دادن جزئیات مهم شد.
he attributed his hebetude to the lack of sleep the night before.
او علت رخوت و بیحالی خود را کمبود خواب شب قبل دانست.
the medication caused a temporary hebetude that affected his concentration.
دارو باعث یک رخوت و بیحالی موقت شد که بر تمرکز او تأثیر گذاشت.
hebetude can often be mistaken for disinterest.
رخوت و بیحالی اغلب میتواند با بیعلاقه گی اشتباه گرفته شود.
he struggled to overcome his hebetude and engage in the conversation.
او برای غلبه بر رخوت و بیحالی خود و مشارکت در گفتگو تلاش کرد.
the long hours of work led to a sense of hebetude by the end of the day.
ساعات طولانی کار باعث ایجاد احساس رخوت و بیحالی تا پایان روز شد.
to combat hebetude, taking regular breaks is essential.
برای مقابله با رخوت و بیحالی، استراحتهای منظم ضروری است.
hebetude awareness
آگاهی از ضعف و ناتوانی
overcome hebetude
غلبه بر ضعف و ناتوانی
hebetude effect
اثر ضعف و ناتوانی
hebetude state
وضعیت ضعف و ناتوانی
mental hebetude
ضعف و ناتوانی ذهنی
hebetude syndrome
سندرم ضعف و ناتوانی
hebetude feeling
احساس ضعف و ناتوانی
hebetude symptoms
علائم ضعف و ناتوانی
hebetude response
واکنش به ضعف و ناتوانی
hebetude thoughts
افکار مربوط به ضعف و ناتوانی
his constant hebetude made it difficult for him to keep up with the class.
حالت رخوت و بیحالی او باعث میشد که در کلاس عقب بماند.
after a long week, i felt a sense of hebetude settling in.
بعد از یک هفته طولانی، احساس کردم که حالتی از رخوت و بیحالی در حال فراگیری است.
the hebetude of the audience was palpable during the dull presentation.
حالت رخوت و بیحالی مخاطبان در طول ارائه خستهکننده کاملاً مشهود بود.
her hebetude during the meeting resulted in missing important details.
رخوت و بیحالی او در طول جلسه باعث از دست دادن جزئیات مهم شد.
he attributed his hebetude to the lack of sleep the night before.
او علت رخوت و بیحالی خود را کمبود خواب شب قبل دانست.
the medication caused a temporary hebetude that affected his concentration.
دارو باعث یک رخوت و بیحالی موقت شد که بر تمرکز او تأثیر گذاشت.
hebetude can often be mistaken for disinterest.
رخوت و بیحالی اغلب میتواند با بیعلاقه گی اشتباه گرفته شود.
he struggled to overcome his hebetude and engage in the conversation.
او برای غلبه بر رخوت و بیحالی خود و مشارکت در گفتگو تلاش کرد.
the long hours of work led to a sense of hebetude by the end of the day.
ساعات طولانی کار باعث ایجاد احساس رخوت و بیحالی تا پایان روز شد.
to combat hebetude, taking regular breaks is essential.
برای مقابله با رخوت و بیحالی، استراحتهای منظم ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید