vivacity

[ایالات متحده]/vɪ'væsɪtɪ/
[بریتانیا]/vɪˈvæsɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرزندگی; شادابی; انرژی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

full of vivacity

پر از شادابی

natural vivacity

شادابی طبیعی

radiate vivacity

تابش شادابی

effortless vivacity

شادابی بی زحمت

sparkling vivacity

شادابی درخشان

youthful vivacity

شادابی جوانی

جملات نمونه

Her charm resides in her vivacity.

جاذبه او در سرزندگی او نهفته است.

Plants bring vivacity to residence, office and hotel.Philodendron, bamboo palm, lady palm, rubber plant, chinaberry, ivy are some of the most popular and easy-to-care plants.

گیاهان، زندگی را به خانه، دفتر و هتل می‌آورند.پتوس، درخت نخل بامبو، درخت نخل بانوی، گیاه لاستیکی، چاینابری، پیچک، برخی از محبوب‌ترین و آسان‌ترین گیاهان برای مراقبت هستند.

Her vivacity lights up the room.

حیاتی او فضا را روشن می‌کند.

He spoke with great vivacity about his travels.

او با شور و نشاط فراوان درباره سفر‌هایش صحبت کرد.

The children played with vivacity in the park.

کودکان با شور و نشاط در پارک بازی کردند.

She danced with vivacity and grace.

او با شور و نشاط و ظرافت رقصید.

His vivacity is contagious, spreading joy to everyone around him.

شور و نشاط او مسری است و شادی را به همه اطرافش می‌پاشد.

The music filled her with vivacity and energy.

موسیقی او را با شور و نشاط و انرژی پر کرد.

The lively discussion was filled with vivacity and enthusiasm.

بحث پر جنب و جوش با شور و نشاط و اشتیاق پر شده بود.

Her vivacity and charm captivated everyone in the room.

شور و نشاط و جذابیت او همه را در اتاق مسحور کرد.

The painting captures the vivacity of the city streets.

این نقاشی شور و نشاط خیابان‌های شهر را به تصویر می‌کشد.

The vibrant colors of the flowers added vivacity to the garden.

رنگ‌های زنده گل‌ها شور و نشاطی به باغ بخشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید