hilarity

[ایالات متحده]/hɪˈlærəti/
[بریتانیا]/hɪˈlærəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جو شاد و مفرح که با خنده و سرگرمی مشخص می‌شود.
Word Forms

جملات نمونه

The comedy show was filled with hilarity and laughter.

نمایش کمدی پر از خنده و خوشحالی بود.

Her jokes always bring a sense of hilarity to the group.

نکات او همیشه حس خنده را به گروه القا می کند.

The movie is known for its hilarity and witty dialogue.

فیلم به خاطر خنده و دیالوگ های هوشمندانه اش معروف است.

The sitcom is a perfect blend of hilarity and heartwarming moments.

طنز یک ترکیب عالی از خنده و لحظات دلگرم کننده است.

Their playful banter added to the hilarity of the evening.

گفت و گوهای بازیگوشانه آنها به خنده شب اضافه کرد.

The comedian's hilarious antics brought hilarity to the audience.

رفتارهای خنده دار کمدین باعث خنده حضار شد.

The party was filled with hilarity as guests shared funny stories.

مهمانی پر از خنده بود زیرا مهمانان داستان های خنده دار به اشتراک گذاشتند.

The children's playful antics always lead to hilarity in the classroom.

خودی های بازیگوشانه کودکان همیشه منجر به خنده در کلاس درس می شود.

The comedy club is a place where people go to experience hilarity and laughter.

کلاب کمدی مکانی است که مردم برای تجربه خنده و خوشحالی به آنجا می روند.

The viral video spread hilarity across social media platforms.

ویدئوی ویروسی خنده را در پلتفرم های رسانه های اجتماعی پخش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید