amusement

[ایالات متحده]/ə'mjuːzm(ə)nt/
[بریتانیا]/ə'mjuzmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرگرمی، تفریح؛ فعالیت‌های سرگرم‌کننده، فعالیت‌های فرهنگی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

amusement park

پارک تفریحی

source of amusement

منبع تفریح

amusement arcade

سالن بازی

provide amusement

ارائه تفریح

amusement center

مرکز تفریح

جملات نمونه

the oppressive tedium of routine tasks. amusement

خستگی طاقت‌فرسا و یکنواختی وظایف روتین. تفریح

For amusement,we go to the movies once a week.

برای تفریح، ما هفته‌ای یک بار به سینما می‌رویم.

we looked with amusement at our horoscopes.

ما با تفریح به نمودارهای پیش‌بینی خود نگاه کردیم.

amusement flickered briefly in his eyes.

تفریح ​​به طور خلاصه در چشمانش چشمک زد.

a wry look, something between amusement and regret.

یک نگاه کج، چیزی بین تفریح ​​و پشیمانی.

seaside dwellings; seaside amusement parks.

خانه‌های ساحلی؛ شهربازی‌های ساحلی.

Amusement gleamed in his eyes.

تفریح ​​در چشمانش می‌درخشید.

Do you call these innocent amusements?

آیا این تفریح‌های بی‌گناه را می‌نامید؟

To our amusement, the boy acted an old woman.

به تفریح ما، پسر نقش یک زن مسن را بازی کرد.

We go to the amusement arcade on Saturdays to play the electronic games.

ما آخر هفته‌ها برای بازی کردن بازی‌های الکترونیکی به شهربازی می‌رویم.

her mouth twitching with suppressed amusement;

دهانش به دلیل سرکوب تفریح ​​لرزش می‌کرد؛

To our great amusement she had a large potpie in her box.

به تفریح بزرگ ما، او یک پوت پای بزرگ در جعبه اش داشت.

I listened to his adventure with a mixture of amusement and disbelief.

من به ماجراجویی او با ترکیبی از تفریح ​​و ناباوری گوش دادم.

A glimmer of amusement showed in her eyes.

یک بارقه‌ی تفریح ​​در چشمانش نمایان شد.

Enjoy the Playland Amusement Park. Roller Coaster, Hell's Gate and many more Great rides.

از شهربازی پلی‌لند لذت ببرید. چرخشی، دروازه جهنم و بسیاری دیگر از سواری‌های عالی.

They made no effort to hide their amusement whenever I produced a packet of sweets from my pocket.

آنها هیچ تلاشی نکردند تا تفریح ​​خود را پنهان کنند هر زمان که من یک بسته‌ی شیرینی از جیبم بیرون می‌آوردم.

According to the plan, the water amusement park will include Hebin swimming natatorium, water wood huts, water amusement items, Hebin fishing center.

بر اساس طرح، شهربازی آبی شامل استخر شنا هبین، کلبه‌های چوبی آب، وسایل تفریح ​​آبی، مرکز ماهیگیری هبین خواهد بود.

No one rides dodgem cars at the amusement park anymore because only one is still working.

دیگر کسی با ماشین‌های دوجم در شهربازی نمی‌نشیند زیرا فقط یکی هنوز کار می‌کند.

But after Mike meets a beautiful girl at the local amusement park, he begins to exhibit the classic signs of vampirism.

اما بعد از اینکه مایک با یک دختر زیبا در شهربازی محلی ملاقات می‌کند، شروع به نشان دادن علائم کلاسیک خون‌آشوبگی می‌کند.

The Project Content : 1st, aquatic world amusement park. 2nd, byland out drink, tea house, entertainment and leisure zone. 3rd, three single lands fruit leisure zone;

محتوای پروژه: 1، شهربازی جهان آبجو. 2، منطقه نوشیدنی، چایخانه، سرگرمی و اوقات فراغت. 3، منطقه اوقات فراغت میوه سه سرزمین.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید