hosses

[ایالات متحده]/ˈhɒsɪz/
[بریتانیا]/ˈhɑːsɪz/

ترجمه

n. جمع هوس؛ واژه غیررسمی برای گاوس یا افراد بزرگ و محکم
abbr. پشتیبانی نرم‌افزاری دفتر خانه (جمع)؛ مطالعه سیستم نوری هومینگ (جمع)

عبارات و ترکیب‌ها

you old hoss

حیوان باسن زیاد

come on, hoss

جای خود را بگیر، حیوان

good hoss

حیوان خوب

hosses pulling

حیوانات کشیدن

old hoss

حیوان باسن زیاد

steady hoss

حیوان پایدار

work like a hoss

مثل یک حیوان کار کن

saddle the hoss

سواره حیوان را بگذار

ride the hoss

روی حیوان سوار شو

hosses running

حیوانات دویدن

جملات نمونه

the rancher broke several hosses last summer.

چهل‌گوشت‌گریز در تابستان گذشته چند پروانه را شکست.

those are some fine hosses you got there.

این‌ها چند پروانه‌ی خوبی هستند که داری.

the cowboys rode their hosses across the prairie at dawn.

گوشه‌گریزان با پروانه‌هایشان در صبح از روی گوهره‌ها سوار شدند.

we need to shoe all the hosses before the roundup.

قبل از جمع‌آوری گوسفید، باید تمام پروانه‌ها را کفش‌کشی کنیم.

the old barn housed a dozen tired hosses.

خانه‌ی قدیمی یک دزد پروانه‌های خسته را پناه‌گاهی می‌کرد.

he traded three good hosses for that quarter horse.

او سه پروانه‌ی خوب را برای آن چهارم‌گوشت عوض کرد.

the hosses were restless in the corral.

پروانه‌ها در گوشت‌گاه ناامید بودند.

a string of hosses is worth more than gold out here.

یک گروه پروانه‌ها در اینجا ارزش‌تر از طلا هستند.

the rancher praised his prize hosses at the county fair.

چهل‌گوشت‌گریز در بازارچه‌ی شهری خود پروانه‌های جایزه‌اش را ستایش کرد.

these hosses have been running hard since morning.

این پروانه‌ها از صبح به شدت دویده‌اند.

green hosses need plenty of training and patience.

پروانه‌های جوان نیاز به آموزش زیاد و صبر دارند.

the stagecoach was pulled by four strong hosses.

چهار پروانه‌ی قوی این اتوبوس را کشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید