hottie

[ایالات متحده]/ˈhɒti/
[بریتانیا]/ˈhɑːti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شخص جذاب
n. بطری آب گرم

عبارات و ترکیب‌ها

hot hottie

داغ و جذاب

total hottie

هاتی جذاب

cute hottie

هاتی دوست داشتنی

hottie alert

هشدار هاتی

hottie status

وضعیت هاتی

hottie factor

ضریب هاتی

hottie vibes

فضای هاتی

hottie contest

مسابقه هاتی

hottie crush

عشق هاتی

جملات نمونه

she is such a hottie; everyone notices her at the party.

او خیلی جذاب است؛ همه او را در مهمانی متوجه می‌شوند.

he called her a hottie, and she smiled back.

او او را جذاب خطاب کرد و او در پاسخ لبخند زد.

that new movie features a hottie in the lead role.

فیلم جدید دارای یک شخصیت جذاب در نقش اصلی است.

everyone is talking about that hottie from the gym.

همه در مورد آن شخص جذاب از باشگاه صحبت می‌کنند.

he thinks she's a total hottie, but she's out of his league.

او فکر می‌کند که او کاملاً جذاب است، اما از سطح او خارج است.

she always dresses to impress; she's a real hottie.

او همیشه لباس می‌پوشد تا تحت تاثیر قرار دهد؛ او واقعاً جذاب است.

they made a perfect couple, both being such hotties.

آنها یک زوج کامل بودند، هر دو بسیار جذاب بودند.

he can't stop staring at that hottie across the room.

او نمی‌تواند از خیره شدن به آن شخص جذاب در آن طرف اتاق دست بردارد.

she thinks of herself as a hottie and carries herself with confidence.

او خود را به عنوان یک شخص جذاب می‌داند و با اعتماد به نفس رفتار می‌کند.

after the makeover, she felt like a hottie.

پس از تغییر چهره، او احساس کرد که جذاب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید