hot hottie
داغ و جذاب
total hottie
هاتی جذاب
cute hottie
هاتی دوست داشتنی
hottie alert
هشدار هاتی
hottie status
وضعیت هاتی
hottie factor
ضریب هاتی
hottie vibes
فضای هاتی
hottie contest
مسابقه هاتی
hottie crush
عشق هاتی
she is such a hottie; everyone notices her at the party.
او خیلی جذاب است؛ همه او را در مهمانی متوجه میشوند.
he called her a hottie, and she smiled back.
او او را جذاب خطاب کرد و او در پاسخ لبخند زد.
that new movie features a hottie in the lead role.
فیلم جدید دارای یک شخصیت جذاب در نقش اصلی است.
everyone is talking about that hottie from the gym.
همه در مورد آن شخص جذاب از باشگاه صحبت میکنند.
he thinks she's a total hottie, but she's out of his league.
او فکر میکند که او کاملاً جذاب است، اما از سطح او خارج است.
she always dresses to impress; she's a real hottie.
او همیشه لباس میپوشد تا تحت تاثیر قرار دهد؛ او واقعاً جذاب است.
they made a perfect couple, both being such hotties.
آنها یک زوج کامل بودند، هر دو بسیار جذاب بودند.
he can't stop staring at that hottie across the room.
او نمیتواند از خیره شدن به آن شخص جذاب در آن طرف اتاق دست بردارد.
she thinks of herself as a hottie and carries herself with confidence.
او خود را به عنوان یک شخص جذاب میداند و با اعتماد به نفس رفتار میکند.
after the makeover, she felt like a hottie.
پس از تغییر چهره، او احساس کرد که جذاب است.
hot hottie
داغ و جذاب
total hottie
هاتی جذاب
cute hottie
هاتی دوست داشتنی
hottie alert
هشدار هاتی
hottie status
وضعیت هاتی
hottie factor
ضریب هاتی
hottie vibes
فضای هاتی
hottie contest
مسابقه هاتی
hottie crush
عشق هاتی
she is such a hottie; everyone notices her at the party.
او خیلی جذاب است؛ همه او را در مهمانی متوجه میشوند.
he called her a hottie, and she smiled back.
او او را جذاب خطاب کرد و او در پاسخ لبخند زد.
that new movie features a hottie in the lead role.
فیلم جدید دارای یک شخصیت جذاب در نقش اصلی است.
everyone is talking about that hottie from the gym.
همه در مورد آن شخص جذاب از باشگاه صحبت میکنند.
he thinks she's a total hottie, but she's out of his league.
او فکر میکند که او کاملاً جذاب است، اما از سطح او خارج است.
she always dresses to impress; she's a real hottie.
او همیشه لباس میپوشد تا تحت تاثیر قرار دهد؛ او واقعاً جذاب است.
they made a perfect couple, both being such hotties.
آنها یک زوج کامل بودند، هر دو بسیار جذاب بودند.
he can't stop staring at that hottie across the room.
او نمیتواند از خیره شدن به آن شخص جذاب در آن طرف اتاق دست بردارد.
she thinks of herself as a hottie and carries herself with confidence.
او خود را به عنوان یک شخص جذاب میداند و با اعتماد به نفس رفتار میکند.
after the makeover, she felt like a hottie.
پس از تغییر چهره، او احساس کرد که جذاب است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید