immoderation in excess
اُفتادهگی در حد اعتدال
immoderation of appetite
اُفتادهگی در اشتها
immoderation leads to
اُفتادهگی منجر میشود به
immoderation and greed
اُفتادهگی و طمع
immoderation in behavior
اُفتادهگی در رفتار
immoderation of spending
اُفتادهگی در هزینه کردن
immoderation can harm
اُفتادهگی میتواند آسیب برساند
immoderation brings trouble
اُفتادهگی مشکلات به بار میآورد
immoderation in drinking
اُفتادهگی در نوشیدن
immoderation of emotions
اُفتادهگی در احساسات
immoderation in spending can lead to financial difficulties.
غرق شدن در مخارج می تواند منجر به مشکلات مالی شود.
his immoderation in drinking caused health issues.
اعتیاد او به نوشیدنی باعث مشکلات سلامتی شد.
immoderation in eating can result in obesity.
مصرف بیش از حد غذا می تواند منجر به چاقی شود.
she criticized his immoderation in all aspects of life.
او به طور انتقادی به اعتدال نداشتن او در همه جنبه های زندگی اشاره کرد.
immoderation in social media use can affect mental health.
استفاده بیش از حد از رسانه های اجتماعی می تواند بر سلامت روان تأثیر بگذارد.
they warned against immoderation in political debates.
آنها در مورد افراط و زیاده روی در بحث های سیاسی هشدار دادند.
immoderation in work can lead to burnout.
کار بیش از حد می تواند منجر به فرسودگی شود.
his immoderation in criticism made him unpopular.
انتقادهای بی مورد او باعث شد که او غیر محبوب شود.
immoderation in exercise can lead to injuries.
ورزش بیش از حد می تواند منجر به آسیب شود.
she recognized her immoderation in pursuing perfection.
او متوجه شد که در تلاش برای کمال، افراط می کند.
immoderation in excess
اُفتادهگی در حد اعتدال
immoderation of appetite
اُفتادهگی در اشتها
immoderation leads to
اُفتادهگی منجر میشود به
immoderation and greed
اُفتادهگی و طمع
immoderation in behavior
اُفتادهگی در رفتار
immoderation of spending
اُفتادهگی در هزینه کردن
immoderation can harm
اُفتادهگی میتواند آسیب برساند
immoderation brings trouble
اُفتادهگی مشکلات به بار میآورد
immoderation in drinking
اُفتادهگی در نوشیدن
immoderation of emotions
اُفتادهگی در احساسات
immoderation in spending can lead to financial difficulties.
غرق شدن در مخارج می تواند منجر به مشکلات مالی شود.
his immoderation in drinking caused health issues.
اعتیاد او به نوشیدنی باعث مشکلات سلامتی شد.
immoderation in eating can result in obesity.
مصرف بیش از حد غذا می تواند منجر به چاقی شود.
she criticized his immoderation in all aspects of life.
او به طور انتقادی به اعتدال نداشتن او در همه جنبه های زندگی اشاره کرد.
immoderation in social media use can affect mental health.
استفاده بیش از حد از رسانه های اجتماعی می تواند بر سلامت روان تأثیر بگذارد.
they warned against immoderation in political debates.
آنها در مورد افراط و زیاده روی در بحث های سیاسی هشدار دادند.
immoderation in work can lead to burnout.
کار بیش از حد می تواند منجر به فرسودگی شود.
his immoderation in criticism made him unpopular.
انتقادهای بی مورد او باعث شد که او غیر محبوب شود.
immoderation in exercise can lead to injuries.
ورزش بیش از حد می تواند منجر به آسیب شود.
she recognized her immoderation in pursuing perfection.
او متوجه شد که در تلاش برای کمال، افراط می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید