impedimental

[ایالات متحده]/[ɪmˈpedɪmentəl]/
[بریتانیا]/[ɪmˈpedɪmentəl]/

ترجمه

adj.موصل به ایجاد وقفه یا مانع؛ مزاحم؛ مربوط به یا از ویژگی‌های مانع‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

impedimental factors

عوامل بازدارنده

impedimental issues

مشکلات بازدارنده

overcoming impedimental

غلبه بر عوامل بازدارنده

impedimental effect

اثر بازدارنده

impedimental barriers

موانع بازدارنده

impedimental challenges

چالش‌های بازدارنده

addressing impedimental

رسیدگی به عوامل بازدارنده

impedimental presence

حضور عوامل بازدارنده

impedimental role

نقش عوامل بازدارنده

impedimental impact

تاثیر عوامل بازدارنده

جملات نمونه

the project faced several impedimental factors, delaying its completion.

پروژه با چندین عامل بازدارنده روبرو بود که تکمیل آن را به تعویق انداخت.

bureaucratic processes can be a significant impedimental hurdle for new businesses.

فرآیندهای اداری می‌توانند یک مانع بازدارنده مهم برای کسب و کارهای جدید باشند.

financial constraints proved to be a major impedimental barrier to the research.

محدودیت‌های مالی به عنوان یک مانع بازدارنده عمده برای تحقیق ثابت شد.

poor infrastructure presented an impedimental challenge to the region's development.

زیرساخت ضعیف یک چالش بازدارنده برای توسعه منطقه بود.

internal disagreements created an impedimental atmosphere within the team.

اختلافات داخلی فضایی بازدارنده را در داخل تیم ایجاد کرد.

the lack of funding was a serious impedimental issue for the initiative.

نبود بودجه یک مشکل جدی بازدارنده برای این طرح بود.

regulatory changes posed an impedimental risk to the company's expansion plans.

تغییرات قانونی خطری بازدارنده برای برنامه‌های توسعه شرکت ایجاد کرد.

technological limitations were an impedimental constraint on innovation.

محدودیت‌های فناوری یک محدودیت بازدارنده برای نوآوری بود.

the complex legal framework presented an impedimental obstacle to investment.

چارچوب قانونی پیچیده یک مانع بازدارنده برای سرمایه‌گذاری بود.

cultural differences can be an impedimental factor in international collaborations.

تفاوت‌های فرهنگی می‌توانند یک عامل بازدارنده در همکاری‌های بین‌المللی باشند.

existing policies acted as an impedimental force against reform.

سیاست‌های موجود به عنوان یک نیروی بازدارنده در برابر اصلاحات عمل می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید