imperforate stamp
تمبر بدون سوراخ
imperforate paper
کاغذ بدون سوراخ
imperforate edge
لبه بدون سوراخ
imperforate type
نوع بدون سوراخ
imperforate specimen
نمونه بدون سوراخ
imperforate issue
انتشار بدون سوراخ
imperforate design
طرح بدون سوراخ
imperforate block
بلوک بدون سوراخ
imperforate variety
تنوع بدون سوراخ
imperforate format
فرمت بدون سوراخ
the doctor found the patient had an imperforate hymen.
پزشک متوجه شد بیمار دچار یک پرده بکارت غیرقابل عبور است.
imperforate conditions can lead to serious health issues.
شرایط غیرقابل عبور میتوانند منجر به مشکلات جدی سلامتی شوند.
she was diagnosed with an imperforate anus at birth.
او در بدو تولد به دلیل وجود یک مقعد غیرقابل عبور تشخیص داده شد.
imperforate structures often require surgical intervention.
ساختارهای غیرقابل عبور اغلب نیاز به مداخله جراحی دارند.
the vet explained the implications of an imperforate condition in pets.
دامپزشک عوارض یک وضعیت غیرقابل عبور در حیوانات خانگی را توضیح داد.
understanding imperforate malformations is crucial for treatment.
درک بد شکلشدگیهای غیرقابل عبور برای درمان بسیار مهم است.
she researched imperforate syndromes for her medical thesis.
او سندرومهای غیرقابل عبور را برای پایاننامه پزشکی خود بررسی کرد.
early detection of imperforate conditions can improve outcomes.
تشخیص زودهنگام شرایط غیرقابل عبور میتواند نتایج را بهبود بخشد.
parents should be aware of signs of imperforate issues in children.
والدین باید از علائم مشکلات غیرقابل عبور در کودکان آگاه باشند.
she had to undergo surgery due to an imperforate condition.
او مجبور شد به دلیل یک وضعیت غیرقابل عبور تحت عمل جراحی قرار گیرد.
imperforate stamp
تمبر بدون سوراخ
imperforate paper
کاغذ بدون سوراخ
imperforate edge
لبه بدون سوراخ
imperforate type
نوع بدون سوراخ
imperforate specimen
نمونه بدون سوراخ
imperforate issue
انتشار بدون سوراخ
imperforate design
طرح بدون سوراخ
imperforate block
بلوک بدون سوراخ
imperforate variety
تنوع بدون سوراخ
imperforate format
فرمت بدون سوراخ
the doctor found the patient had an imperforate hymen.
پزشک متوجه شد بیمار دچار یک پرده بکارت غیرقابل عبور است.
imperforate conditions can lead to serious health issues.
شرایط غیرقابل عبور میتوانند منجر به مشکلات جدی سلامتی شوند.
she was diagnosed with an imperforate anus at birth.
او در بدو تولد به دلیل وجود یک مقعد غیرقابل عبور تشخیص داده شد.
imperforate structures often require surgical intervention.
ساختارهای غیرقابل عبور اغلب نیاز به مداخله جراحی دارند.
the vet explained the implications of an imperforate condition in pets.
دامپزشک عوارض یک وضعیت غیرقابل عبور در حیوانات خانگی را توضیح داد.
understanding imperforate malformations is crucial for treatment.
درک بد شکلشدگیهای غیرقابل عبور برای درمان بسیار مهم است.
she researched imperforate syndromes for her medical thesis.
او سندرومهای غیرقابل عبور را برای پایاننامه پزشکی خود بررسی کرد.
early detection of imperforate conditions can improve outcomes.
تشخیص زودهنگام شرایط غیرقابل عبور میتواند نتایج را بهبود بخشد.
parents should be aware of signs of imperforate issues in children.
والدین باید از علائم مشکلات غیرقابل عبور در کودکان آگاه باشند.
she had to undergo surgery due to an imperforate condition.
او مجبور شد به دلیل یک وضعیت غیرقابل عبور تحت عمل جراحی قرار گیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید