inaudibly

[ایالات متحده]/in'ɔ:dəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که نمی‌توان شنید یا قابل شنیدن نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

whispered inaudibly

نجوا کرد به طور نامحسوس

mumbled inaudibly

زمزمه کرد به طور نامحسوس

spoke inaudibly

سخن گفت به طور نامحسوس

جملات نمونه

She whispered inaudibly to her friend during the meeting.

او به طور نامحسوس در حین جلسه با دوستش زمزمه کرد.

The actor's lines were delivered inaudibly, causing confusion among the audience.

خطوط بازیگر به طور نامحسوس اجرا شد و باعث سردرگمی بینندگان شد.

He mumbled inaudibly while reading the book.

او در حالی که کتاب را می خواند به طور نامحسوس غرغر کرد.

The recording captured the sound of leaves rustling inaudibly in the background.

ضبط صدای خش خش برگها را به طور نامحسوس در پس زمینه ضبط کرد.

Her instructions were given inaudibly, so some students missed them.

دستورالعمل های او به طور نامحسوس داده شد، بنابراین برخی از دانش آموزان آنها را از دست دادند.

The wind howled inaudibly outside the cabin.

باد به طور نامحسوس در خارج از کلبه زوزه می کشید.

The old man's words were spoken inaudibly, making it hard to understand him.

کلمات مرد پیر به طور نامحسوس گفته شد و فهمیدن او را دشوار کرد.

The music played inaudibly in the background of the movie scene.

موسیقی به طور نامحسوس در پس زمینه صحنه فیلم پخش شد.

She tried to laugh inaudibly so as not to disturb the others in the library.

او سعی کرد به طور نامحسوس بخندد تا مزاحم دیگران در کتابخانه نشود.

The sound of the clock ticking was almost inaudibly in the quiet room.

صدای ساعت در اتاق آرام تقریباً به طور نامحسوس بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید