inauspiciously

[ایالات متحده]/ˌɪnəˈspɪʃəsli/
[بریتانیا]/ˌɪnəˈspɪʃəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به şekilde‌ای که به موفقیت کمک نمی‌کند; بدشگون

عبارات و ترکیب‌ها

inauspiciously timed

بی‌موقع

inauspiciously begun

بی‌موقع آغاز شده

inauspiciously placed

بی‌موقع قرار داده شده

inauspiciously received

بی‌موقع دریافت شده

inauspiciously announced

بی‌موقع اعلام شده

inauspiciously occurring

بی‌موقع رخ دادن

inauspiciously predicted

بی‌موقع پیش‌بینی شده

inauspiciously revealed

بی‌موقع آشکار شده

inauspiciously chosen

بی‌موقع انتخاب شده

inauspiciously ended

بی‌موقع پایان یافتن

جملات نمونه

she began her speech inauspiciously, stumbling over her words.

او شروع ناخوشاومی به سخنرانی خود کرد و در بیان کلمات خود دچار مشکل شد.

the project started inauspiciously with several delays.

پروژه با چندین تاخیر، شروع ناخوشاومی داشت.

his career in the industry began inauspiciously due to a lack of experience.

به دلیل فقدان تجربه، شروع حرفه او در صنعت ناخوشاومی بود.

the wedding was planned for a date that inauspiciously coincided with a storm.

عروسی برای تاریخی برنامه‌ریزی شد که متاسفانه با طوفانی همزمان شد.

they inauspiciously chose a location that was prone to flooding.

آنها به طور ناخوشاومی مکانی را انتخاب کردند که مستعد سیل بود.

the movie opened inauspiciously at the box office, receiving poor reviews.

فیلم با نظرات ضعیف، شروع ناخوشاومی در گیشه داشت.

the negotiation started inauspiciously with a disagreement.

مذاکرات با اختلاف نظر، شروع ناخوشاومی داشتند.

they inauspiciously missed their flight due to traffic.

آنها به دلیل ترافیک، به طور ناخوشاومی پرواز خود را از دست دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید