inciters to violence
تبلیغ کنندگان خشونت
potential inciters
تبلیغ کنندگان محتمل
inciters were arrested
تبلیغ کنندگان دستگیر شدند
stopping inciters
توقف تبلیغ کنندگان
online inciters
تبلیغ کنندگان آنلاین
inciters face charges
تبلیغ کنندگان با اتهام مواجه میشوند
identifying inciters
شناسایی تبلیغ کنندگان
inciters' actions
اقدامات تبلیغ کنندگان
inciters' motives
动机 تبلیغ کنندگان
the online forum was full of inciters spreading misinformation.
forum آنلاین پر از تحریک کنندگانی بود که اطلاعات نادرست را پخش می کردند.
authorities warned against following the lead of dangerous inciters.
مقامات هشدار دادند که از دنبال کردن راهنمایی تحریک کنندگان خطرناک پرهیز کنید.
he was identified as a key inciter in the violent protests.
او به عنوان یکی از تحریک کنندگان اصلی در اعتراضات خشونتبار شناسایی شد.
social media platforms struggle to identify and remove inciters.
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی با شناسایی و حذف تحریک کنندگان دچار مشکل میشوند.
the politician was accused of being an inciter of hatred.
سیاستمدار به خاطر تحریک کردن نفرت مورد اتهام قرار گرفت.
we need to counter the influence of online inciters effectively.
ما نیاز داریم تا به طور مؤثر تأثیر تحریک کنندگان آنلاین را متوقف کنیم.
the speech was delivered by a known inciter of civil unrest.
این سخنرانی توسط یکی از معروفترین تحریک کنندگان ناپایداریهای اجتماعی ارائه شد.
the court found him guilty of inciting violence and being an inciter.
دیوان او را به اتهام تحریک به خشونت و بودن یک تحریک کننده مرتکب دانست.
the role of inciters in radicalizing young people is a serious concern.
نقش تحریک کنندگان در تشدید جوانان یک نگرانی جدی است.
the investigation focused on identifying the ringleaders and inciters.
تحقيقات بر شناسایی رهبران و تحریک کنندگان متمرکز بود.
the journalist exposed several anonymous inciters online.
خبرنگار چندین تحریک کننده ناشناس را در اینترنت آشکار کرد.
inciters to violence
تبلیغ کنندگان خشونت
potential inciters
تبلیغ کنندگان محتمل
inciters were arrested
تبلیغ کنندگان دستگیر شدند
stopping inciters
توقف تبلیغ کنندگان
online inciters
تبلیغ کنندگان آنلاین
inciters face charges
تبلیغ کنندگان با اتهام مواجه میشوند
identifying inciters
شناسایی تبلیغ کنندگان
inciters' actions
اقدامات تبلیغ کنندگان
inciters' motives
动机 تبلیغ کنندگان
the online forum was full of inciters spreading misinformation.
forum آنلاین پر از تحریک کنندگانی بود که اطلاعات نادرست را پخش می کردند.
authorities warned against following the lead of dangerous inciters.
مقامات هشدار دادند که از دنبال کردن راهنمایی تحریک کنندگان خطرناک پرهیز کنید.
he was identified as a key inciter in the violent protests.
او به عنوان یکی از تحریک کنندگان اصلی در اعتراضات خشونتبار شناسایی شد.
social media platforms struggle to identify and remove inciters.
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی با شناسایی و حذف تحریک کنندگان دچار مشکل میشوند.
the politician was accused of being an inciter of hatred.
سیاستمدار به خاطر تحریک کردن نفرت مورد اتهام قرار گرفت.
we need to counter the influence of online inciters effectively.
ما نیاز داریم تا به طور مؤثر تأثیر تحریک کنندگان آنلاین را متوقف کنیم.
the speech was delivered by a known inciter of civil unrest.
این سخنرانی توسط یکی از معروفترین تحریک کنندگان ناپایداریهای اجتماعی ارائه شد.
the court found him guilty of inciting violence and being an inciter.
دیوان او را به اتهام تحریک به خشونت و بودن یک تحریک کننده مرتکب دانست.
the role of inciters in radicalizing young people is a serious concern.
نقش تحریک کنندگان در تشدید جوانان یک نگرانی جدی است.
the investigation focused on identifying the ringleaders and inciters.
تحقيقات بر شناسایی رهبران و تحریک کنندگان متمرکز بود.
the journalist exposed several anonymous inciters online.
خبرنگار چندین تحریک کننده ناشناس را در اینترنت آشکار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید