inexpertly handled
بد اجرا شده
inexpertly done
بد انجام شده
inexpertly executed
بد اجرا شده
inexpertly crafted
بد ساخته شده
inexpertly performed
بد انجام شده
inexpertly written
بد نوشته شده
inexpertly spoken
بد ادا شده
inexpertly designed
طراحی نشده به درستی
inexpertly managed
مدیریت نشده به درستی
inexpertly arranged
به درستی مرتب نشده
he inexpertly attempted to fix the broken machine.
او به طرز ناشیانه سعی کرد ماشین شکسته را تعمیر کند.
she inexpertly painted the wall, leaving streaks everywhere.
او دیوار را به طرز ناشیانه رنگ کرد و لکههایی همه جا ایجاد کرد.
they inexpertly navigated through the complex instructions.
آنها به طرز ناشیانه از دستورالعملهای پیچیده عبور کردند.
the chef inexpertly mixed the ingredients, resulting in a strange flavor.
سرآشپز مواد لازم را به طرز ناشیانه مخلوط کرد و در نتیجه طعم عجیبی به دست آمد.
he inexpertly delivered the presentation, missing key points.
او ارائه را به طرز ناشیانه ارائه داد و نکات کلیدی را از دست داد.
she inexpertly handled the negotiation, leading to misunderstandings.
او مذاکرات را به طرز ناشیانه مدیریت کرد و منجر به سوء تفاهم شد.
he inexpertly played the guitar at the open mic night.
او گیتار را در شب نوازندگی آزاد به طرز ناشیانه نواخت.
they inexpertly arranged the flowers for the event.
آنها گلها را برای رویداد به طرز ناشیانه مرتب کردند.
she inexpertly wrote the report, filled with errors.
او گزارش را به طرز ناشیانه نوشت و پر از اشتباه بود.
he inexpertly tried to solve the math problem, making it more complicated.
او سعی کرد مسئله ریاضی را به طرز ناشیانه حل کند و آن را پیچیدهتر کرد.
inexpertly handled
بد اجرا شده
inexpertly done
بد انجام شده
inexpertly executed
بد اجرا شده
inexpertly crafted
بد ساخته شده
inexpertly performed
بد انجام شده
inexpertly written
بد نوشته شده
inexpertly spoken
بد ادا شده
inexpertly designed
طراحی نشده به درستی
inexpertly managed
مدیریت نشده به درستی
inexpertly arranged
به درستی مرتب نشده
he inexpertly attempted to fix the broken machine.
او به طرز ناشیانه سعی کرد ماشین شکسته را تعمیر کند.
she inexpertly painted the wall, leaving streaks everywhere.
او دیوار را به طرز ناشیانه رنگ کرد و لکههایی همه جا ایجاد کرد.
they inexpertly navigated through the complex instructions.
آنها به طرز ناشیانه از دستورالعملهای پیچیده عبور کردند.
the chef inexpertly mixed the ingredients, resulting in a strange flavor.
سرآشپز مواد لازم را به طرز ناشیانه مخلوط کرد و در نتیجه طعم عجیبی به دست آمد.
he inexpertly delivered the presentation, missing key points.
او ارائه را به طرز ناشیانه ارائه داد و نکات کلیدی را از دست داد.
she inexpertly handled the negotiation, leading to misunderstandings.
او مذاکرات را به طرز ناشیانه مدیریت کرد و منجر به سوء تفاهم شد.
he inexpertly played the guitar at the open mic night.
او گیتار را در شب نوازندگی آزاد به طرز ناشیانه نواخت.
they inexpertly arranged the flowers for the event.
آنها گلها را برای رویداد به طرز ناشیانه مرتب کردند.
she inexpertly wrote the report, filled with errors.
او گزارش را به طرز ناشیانه نوشت و پر از اشتباه بود.
he inexpertly tried to solve the math problem, making it more complicated.
او سعی کرد مسئله ریاضی را به طرز ناشیانه حل کند و آن را پیچیدهتر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید