respired

[ایالات متحده]/rɪˈspaɪəd/
[بریتانیا]/rɪˈspaɪrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشتهٔ تنفس؛ برای دم و بازدم؛ (در مورد گیاهان) انجام تنفس را انجام دادن

عبارات و ترکیب‌ها

respired air

هوا تنفسی

respired oxygen

اکسیژن تنفسی

respired gases

گازهای تنفسی

respired carbon

کربن تنفسی

respired energy

انرژی تنفسی

respired volume

حجم تنفسی

respired nutrients

مواد مغذی تنفسی

respired fluid

مایع تنفسی

respired particles

ذرات تنفسی

respired waste

ضایعات تنفسی

جملات نمونه

the fish respired through their gills.

ماهی‌ها از طریق آبشش‌های خود تنفس می‌کردند.

plants respired at night, consuming oxygen.

گیاهان در شب تنفس می‌کردند و اکسیژن مصرف می‌کردند.

he respired heavily after the long run.

او پس از دویدن طولانی به سختی تنفس می‌کرد.

during the experiment, the bacteria respired more quickly.

در طول آزمایش، باکتری‌ها سریع‌تر تنفس می‌کردند.

she noticed how the animals respired in the wild.

او متوجه شد که حیوانات در طبیعت چگونه تنفس می‌کنند.

the divers respired carefully to conserve air.

غواصان با دقت تنفس می‌کردند تا هوا را حفظ کنند.

he was relieved when he finally respired normally.

او از اینکه بالاخره به طور طبیعی تنفس کرد، احساس راحتی کرد.

in the lab, they studied how the cells respired.

در آزمایشگاه، آنها مطالعه کردند که چگونه سلول‌ها تنفس می‌کنند.

after the workout, she respired deeply to relax.

پس از تمرین، او برای آرامش عمیقاً تنفس کرد.

he learned about how different species respired.

او در مورد نحوه تنفس گونه‌های مختلف یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید