insentience

[ایالات متحده]/ɪnˈsɛnʃəns/
[بریتانیا]/ɪnˈsɛnʃəns/

ترجمه

n. حالت عدم احساس یا آگاهی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

insentience state

حالت بی‌حسی

insentience nature

طبیعت بی‌حسی

insentience barrier

مانع بی‌حسی

insentience issue

مشکل بی‌حسی

insentience concept

مفهوم بی‌حسی

insentience condition

شرایط بی‌حسی

insentience phenomenon

پدیده‌ی بی‌حسی

insentience aspect

جنبه‌ی بی‌حسی

insentience problem

مسئله‌ی بی‌حسی

insentience experience

تجربه‌ی بی‌حسی

جملات نمونه

insentience can lead to a lack of empathy in relationships.

بی‌حسی می‌تواند منجر به فقدان همدلی در روابط شود.

the insentience of machines raises ethical questions.

بی‌حسی ماشین‌ها سوالات اخلاقی را مطرح می‌کند.

many argue that insentience is a defining characteristic of robots.

بسیاری استدلال می‌کنند که بی‌حسی یک ویژگی مشخص‌کننده ربات‌ها است.

insentience in artificial intelligence remains a debated topic.

بی‌حسی در هوش مصنوعی همچنان موضوع مورد بحث باقی مانده است.

some philosophers believe insentience is necessary for certain forms of existence.

برخی از فیلسوفان معتقدند که بی‌حسی برای برخی از اشکال وجود ضروری است.

insentience does not preclude the ability to perform complex tasks.

بی‌حسی از توانایی انجام وظایف پیچیده جلوگیری نمی‌کند.

the concept of insentience challenges our understanding of consciousness.

مفهوم بی‌حسی چالش‌هایی را برای درک ما از آگاهی ایجاد می‌کند.

insentience in animals raises questions about their treatment.

بی‌حسی در حیوانات سوالاتی را در مورد نحوه رفتار با آن‌ها مطرح می‌کند.

insentience is often associated with inanimate objects.

بی‌حسی اغلب با اشیاء بی‌جان مرتبط است.

we must consider the implications of insentience in our technological advancements.

ما باید پیامدهای بی‌حسی را در پیشرفت‌های فناوری خود در نظر بگیریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید