The disease spread insidiously throughout the community.
بیماری به طور پنهانی و تدریجی در سراسر جامعه گسترش یافت.
Insidiously, the company started cutting employee benefits without notice.
به طور پنهانی و تدریجی، شرکت شروع به کاهش مزایای کارکنان بدون اطلاع رسانی کرد.
The toxic relationship insidiously affected her mental health.
رابطه سمی به طور پنهانی و تدریجی بر سلامت روان او تأثیر گذاشت.
Insidiously, the rumors about her began to spread like wildfire.
به طور پنهانی و تدریجی، شایعات درباره او مانند یک آتش سوزی شروع به گسترش کرد.
The corruption in the government was insidiously concealed for years.
فساد در دولت به مدت سالها به طور پنهانی و تدریجی پنهان شده بود.
Insidiously, the addiction to social media started to impact his daily life.
به طور پنهانی و تدریجی، اعتیاد به رسانه های اجتماعی شروع به تأثیرگذاری بر زندگی روزمره او کرد.
The insidiously changing climate patterns are causing concern among scientists.
الگوهای آب و هوایی در حال تغییر به طور پنهانی و تدریجی باعث نگرانی دانشمندان شده است.
She insidiously manipulated her way to the top of the company.
او به طور پنهانی و تدریجی با دستکاری، راه خود را به بالای شرکت باز کرد.
The insidiously increasing crime rates are a cause for alarm in the city.
نرخ جرم و جنایت در حال افزایش به طور پنهانی و تدریجی یک دلیل برای نگرانی در شهر است.
Insidiously, the invasive species began to disrupt the local ecosystem.
به طور پنهانی و تدریجی، گونه های مهاجم شروع به برهم زدن اکوسیستم محلی کردند.
The disease spread insidiously throughout the community.
بیماری به طور پنهانی و تدریجی در سراسر جامعه گسترش یافت.
Insidiously, the company started cutting employee benefits without notice.
به طور پنهانی و تدریجی، شرکت شروع به کاهش مزایای کارکنان بدون اطلاع رسانی کرد.
The toxic relationship insidiously affected her mental health.
رابطه سمی به طور پنهانی و تدریجی بر سلامت روان او تأثیر گذاشت.
Insidiously, the rumors about her began to spread like wildfire.
به طور پنهانی و تدریجی، شایعات درباره او مانند یک آتش سوزی شروع به گسترش کرد.
The corruption in the government was insidiously concealed for years.
فساد در دولت به مدت سالها به طور پنهانی و تدریجی پنهان شده بود.
Insidiously, the addiction to social media started to impact his daily life.
به طور پنهانی و تدریجی، اعتیاد به رسانه های اجتماعی شروع به تأثیرگذاری بر زندگی روزمره او کرد.
The insidiously changing climate patterns are causing concern among scientists.
الگوهای آب و هوایی در حال تغییر به طور پنهانی و تدریجی باعث نگرانی دانشمندان شده است.
She insidiously manipulated her way to the top of the company.
او به طور پنهانی و تدریجی با دستکاری، راه خود را به بالای شرکت باز کرد.
The insidiously increasing crime rates are a cause for alarm in the city.
نرخ جرم و جنایت در حال افزایش به طور پنهانی و تدریجی یک دلیل برای نگرانی در شهر است.
Insidiously, the invasive species began to disrupt the local ecosystem.
به طور پنهانی و تدریجی، گونه های مهاجم شروع به برهم زدن اکوسیستم محلی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید