intimidates

[ایالات متحده]/ɪnˈtɪmɪdeɪts/
[بریتانیا]/ɪnˈtɪməˌdeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعمال ترساندن یا تهدید کردن
v. سوم شخص مفرد از ترساندن

عبارات و ترکیب‌ها

intimidates others

ترساندن دیگران

intimidates me

من را می‌ترساند

intimidates students

دانشجویان را می‌ترساند

intimidates opponents

حریفان را می‌ترساند

intimidates colleagues

همکاران را می‌ترساند

intimidates people

افراد را می‌ترساند

intimidates competitors

رقبا را می‌ترساند

intimidates friends

دوستان را می‌ترساند

intimidates staff

پرسنل را می‌ترساند

intimidates clients

مشتریان را می‌ترساند

جملات نمونه

his loud voice intimidates everyone in the room.

صدای بلند او همه افراد را در اتاق می‌ترساند.

the teacher intimidates the students with strict rules.

معلم با قوانین سخت دانش‌آموزان را می‌ترساند.

she intimidates her opponents with her confidence.

او با اعتماد به نفس خود حریفانش را می‌ترساند.

his reputation intimidates potential challengers.

شهرت او چالشگران بالقوه را می‌ترساند.

public speaking often intimidates many people.

سخنرانی در جمع اغلب بسیاری از افراد را می‌ترساند.

the dark alley intimidates passersby at night.

پس‌کوچه‌ی تاریک رهگذران را در شب می‌ترساند.

she tries not to intimidate her new employees.

او سعی می‌کند کارمندان جدیدش را نترساند.

the size of the dog intimidates strangers.

اندازه‌ی سگ افراد غریبه را می‌ترساند.

his aggressive behavior intimidates other players.

رفتار تهاجمی او بازیکنان دیگر را می‌ترساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید