invigorated

[ایالات متحده]/ɪnˈvɪɡəreɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪnˈvɪɡəˌreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (کسی را) سالم و پرانرژی احساس کردن

عبارات و ترکیب‌ها

invigorated spirit

روح پر جنب و جوش

invigorated energy

انرژی پر جنب و جوش

invigorated mind

ذهن پر جنب و جوش

invigorated body

بدن پر جنب و جوش

invigorated atmosphere

فضای پر جنب و جوش

invigorated team

تیم پر جنب و جوش

invigorated performance

عملکرد پر جنب و جوش

invigorated mindset

نگاهگاه ذهنی پر جنب و جوش

invigorated approach

رویکرد پر جنب و جوش

invigorated outlook

دیدگاه پر جنب و جوش

جملات نمونه

after a good night's sleep, i felt invigorated and ready to tackle the day.

بعد از یک شب خوب خوابیدن، احساس شادابی و آمادگی برای مقابله با روز داشتم.

the invigorated team worked together more efficiently on the project.

تیم شاداب با کارآمدی بیشتری روی پروژه با هم همکاری کردند.

she took a refreshing walk in the park and returned feeling invigorated.

او یک پیاده‌روی دلپذیر در پارک داشت و با احساس شادابی بازگشت.

he felt invigorated by the positive feedback from his peers.

او با بازخورد مثبت از همکارانش احساس شادابی کرد.

after the meeting, the invigorated staff were eager to implement the new ideas.

پس از جلسه، کارکنان شاداب مشتاق به اجرای ایده‌های جدید بودند.

the invigorated atmosphere at the event inspired everyone to participate.

فضای شاداب در رویداد الهام بخش همه برای شرکت کردن بود.

listening to her favorite music always leaves her feeling invigorated.

گوش دادن به موسیقی مورد علاقه او همیشه باعث می‌شود احساس شادابی کند.

the invigorated city buzzed with excitement during the festival.

شهر شاداب در طول جشنواره با هیجان پر جنب و جوش بود.

he felt invigorated by the challenge and was ready to take it on.

او با این چالش احساس شادابی کرد و آماده بود آن را بر عهده بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید