inward-curving

[ایالات متحده]/[ˈɪnwərd ˈkɜːvɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈɪnwərd ˈkɜːrvɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به سمت داخل منحنی.
adj. دارای منحنی به سمت داخل؛ متمایل یا خم شده به سمت مرکز.

عبارات و ترکیب‌ها

inward-curving road

جاده خم داخلی

inward-curving shape

شکل خم داخلی

inward-curving structure

ساختار خم داخلی

جملات نمونه

the road had a dangerous inward-curving bend ahead.

جاده‌ای که پیش رو داشت یک خم خطرناک به سمت داخل بود.

the inward-curving coastline created a sheltered bay.

کرانه‌ای که به سمت داخل خم شده بود، یک خلیج پناهگاهی ایجاد کرد.

the architect designed an inward-curving staircase.

معمار یک پله‌ای را با طراحی خم به سمت داخل طراحی کرد.

the inward-curving roof provided shade and style.

تavan با خم به سمت داخل سایه و سبک را فراهم کرد.

the river's inward-curving path led to a waterfall.

مسیر خم به سمت داخل رودخانه به یک پرده‌آب منجر شد.

the inward-curving design of the stadium was striking.

طراحی خم به سمت داخل ورزشگاه بسیار تأثیرگذار بود.

the inward-curving railing offered a sense of security.

بامی‌های خم به سمت داخل احساس امنیت را فراهم کرد.

the inward-curving shape of the sculpture was unique.

شکل خم به سمت داخل اثر هنری منحصر به فرد بود.

the inward-curving path wound through the forest.

مسیر خم به سمت داخل از طریق جنگل می‌گذشت.

the inward-curving wall created a cozy alcove.

دیوار خم به سمت داخل یک زاویه گرم ایجاد کرد.

the inward-curving balcony offered stunning views.

بalkoni خم به سمت داخل دیده‌های زیبا را فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید