chafes

[ایالات متحده]/tʃeɪfs/
[بریتانیا]/chāvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چیزی ساییدن یا مالیدن، که باعث تحریک یا درد می‌شود (به ویژه در مورد پوست).; کسی را تحریک یا آزار دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

chafes at rules

خشمگین از قوانین

chafes against authority

خشمگین در برابر اقتدار

chafes at limits

خشمگین از محدودیت‌ها

chafes under pressure

تحت فشار خشمگین

chafes at restrictions

خشمگین از محدودیت‌ها

chafes at criticism

خشمگین از انتقاد

chafes at delays

خشمگین از تاخیر

chafes at changes

خشمگین از تغییرات

chafes at interference

خشمگین از دخالت

chafes at expectations

خشمگین از انتظارات

جملات نمونه

wearing tight shoes often chafes my heels.

گاهی اوقات پوشیدن کفش‌های تنگ باعث ساییدگی پاشنه های من می‌شود.

the rough fabric chafes against my skin.

پارچه زبر پوست من را می‌سایاند.

he chafes at the restrictions placed on him.

او در برابر محدودیت‌هایی که بر او تحمیل شده است، اعتراض می‌کند.

she chafes when people interrupt her while speaking.

او از اینکه مردم در حین صحبت کردن او را قطع می‌کنند، ناراحت می‌شود.

the constant noise chafes my nerves.

همیشه سر و صدا اعصاب من را به هم می‌ریزد.

he chafes at the thought of having to wait.

او از فکر اینکه مجبور به صبر کردن است، ناراحت می‌شود.

the new rules chafes against our traditional practices.

قوانین جدید با شیوه های سنتی ما در تضاد است.

the collar of my shirt chafes my neck.

یقه پیراهنم گردنم را می‌سایاند.

she chafes at being told what to do.

او از اینکه به او گفته شود چه کار باید بکند، ناراحت می‌شود.

his impatience chafes the team’s progress.

بی صبری او روندۀ پیشرفت تیم را مختل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید