irritancy

[ایالات متحده]/ˈɪrɪtənsɪ/
[بریتانیا]/ˈɪrɪtənsɪ/

ترجمه

n. کیفیت آزاردهنده بودن یا ایجاد ناراحتی؛ عمل ایجاد ناراحتی یا نارضایتی؛ اصطلاح قانونی برای بی‌اعتباری یا ابطال یک قرارداد

عبارات و ترکیب‌ها

high irritancy

تحریک‌کنندگی بالا

skin irritancy

تحریک پوست

irritancy level

سطح تحریک

irritancy potential

احتمال تحریک

irritancy effect

اثر تحریک

chemical irritancy

تحریک شیمیایی

irritancy response

واکنش تحریک

irritancy threshold

آستانه تحریک

irritancy risk

خطر تحریک

irritancy assessment

ارزیابی تحریک

جملات نمونه

the irritancy of the noise made it hard to concentrate.

آشفتگی ناشی از صدا باعث شد تمرکز کردن دشوار شود.

some chemicals have a strong irritancy to the skin.

برخی از مواد شیمیایی دارای خاصیت تحریک کنندگی قوی برای پوست هستند.

the irritancy of the situation led to heated arguments.

تحریک‌ناپذیری اوضاع و شرایط منجر به بحث‌های داغ شد.

she complained about the irritancy caused by the perfume.

او در مورد تحریک ناشی از عطر شکایت کرد.

his irritancy towards the delay was evident.

تحریک او نسبت به تاخیر آشکار بود.

the irritancy of the medication was unexpected.

تحریک‌کنندگی دارو غیرمنتظره بود.

they discussed the irritancy of the new policy.

آنها در مورد تحریک‌ناپذیری سیاست جدید بحث کردند.

her irritancy was palpable during the meeting.

تحریک او در طول جلسه قابل لمس بود.

environmental irritancy can affect mental health.

تحریک‌ناپذیری محیطی می‌تواند بر سلامت روان تأثیر بگذارد.

he tried to minimize the irritancy of his comments.

او سعی کرد تحریک‌ناپذیری نظرات خود را به حداقل برساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید