jailed

[ایالات متحده]/'dʒeild/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زندانی
vt. زندانی کردن، بازداشت کردن
Word Forms
زمان گذشتهjailed
قسمت سوم فعلjailed

جملات نمونه

he was jailed for 12 years.

او به مدت 12 سال به زندان محکوم شد.

He was jailed for two years.

او به مدت دو سال به زندان محکوم شد.

He was jailed for life for murder.

او به دلیل قتل برای تمام عمر به زندان محکوم شد.

the driver was jailed for two years.

راننده به مدت دو سال به زندان محکوم شد.

a Wall Street dealer jailed for insider trading

یک کارگزار وال استریت که به دلیل معاملات داخلی به زندان محکوم شده است.

he may be jailed for his part in the robbery.

او ممکن است به دلیل نقش او در سرقت به زندان محکوم شود.

It was in May that Britain jailed Gandhi at Poona.

در ماه می بود که بریتانیا گاندی را در پوونا به زندان انداخت.

she was jailed for conning her aunt out of £500,000.

او به دلیل فریب داییش از 500000 پوند به زندان محکوم شد.

five blackmailers were jailed last week after they were snared in a police sting.

پنج باج گیر هفته گذشته پس از گرفتار شدن در یک تله پلیسی به زندان محکوم شدند.

The family of the victim said that the killer had got his just deserts when he was jailed for life.

خانواده قربانی گفت که قاتل مستحق مجازات خود بود وقتی برای تمام عمر به زندان محکوم شد.

The kidnappers had threatened to behead all four unless their jailed comrades were released.

قاپن‌گرها تهدید کرده بودند که اگر رفیقان زندانی‌شان آزاد نشوند، هر چهار نفر را سر ببرند.

mestic doyenne, was jailed for five months after being found guilty of obstructing justice during an investigation into a stock market deal.

چهره برجسته خانگی، به دلیل سد کردن روند اجرای عدالت در جریان تحقیقات در مورد یک معامله در بازار سهام، به مدت پنج ماه به زندان محکوم شد.

نمونه‌های واقعی

And Andy Malkinson, the man wrongly jailed for rape.

و اندی مالکینسون، مردی که به اشتباه به اتهام تجاوز در زندان افتاد.

منبع: BBC World Headlines

Several powerful figures have been jailed.

چندین چهره قدرتمند به زندان محکوم شده اند.

منبع: The Economist - International

Frazier Glenn Cross has been jailed but not formally charged.

فرازیر گلن کراس به زندان محکوم شده است اما به طور رسمی متهم نیست.

منبع: AP Listening Collection April 2014

They were jailed, they were fined, but they prevailed.

آنها به زندان افتادند، جریمه شدند، اما پیروز شدند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Iran has released an Australian couple who have been jailed for several months.

ایران یک زوج استرالیایی را که چندین ماه در زندان بودند آزاد کرده است.

منبع: BBC Listening Collection October 2019

An opposition leader jailed on trumped-up charges.

رهبر مخالف که به اتهامات ساختگی به زندان افتاده است.

منبع: Time

If charged and found guilty, he could be jailed for three years.

اگر متهم و گناهکار شناخته شود، ممکن است به مدت سه سال به زندان بیفتد.

منبع: BBC Listening Collection May 2013

Nine African Union peacekeepers have been jailed for running a fueled rocket in Somalia.

نه صلح‌بان اتحادیه آفریقا به دلیل حمل موشکی سوخت‌دار در سومالی به زندان افتاده‌اند.

منبع: BBC Listening August 2016 Collection

Sirous Asgari was working with an Ohio university when he was jailed in 2016.

سیروس اسغری در حال همکاری با یک دانشگاه اوهایو بود که در سال 2016 به زندان افتاد.

منبع: PBS English News

Now 73 Mr. Collor won't be jailed until any appeals have been heard.

اکنون آقای کولور 73 ساله تا زمانی که هرگونه تجلیسی شنیده نشده باشد، به زندان نخواهد رفت.

منبع: BBC Listening Collection June 2023

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید