| شکل سوم شخص مفرد | jellifies |
| صفت یا فعل حال استمراری | jellifying |
| زمان گذشته | jellified |
| قسمت سوم فعل | jellified |
jellify dessert
تبدیل به ژله، دسر
jellify mixture
تبدیل به ژله، مخلوط
jellify liquid
تبدیل به ژله، مایع
jellify fruit
تبدیل به ژله، میوه
jellify sauce
تبدیل به ژله، سس
jellify gelatin
تبدیل به ژله، ژلاتین
jellify broth
تبدیل به ژله، آبگوشت
jellify recipe
تبدیل به ژله، دستور العمل
jellify ingredients
تبدیل به ژله، مواد لازم
to jellify the mixture, let it cool in the refrigerator.
برای ژلاتینه کردن مخلوط، آن را در یخچال خنک کنید.
she used gelatin to jellify the fruit dessert.
او از ژلاتین برای ژلاتینه کردن دسر میوه استفاده کرد.
it takes time for the broth to jellify properly.
مدتی طول می کشد تا آبگوشت به درستی ژلاتینه شود.
we need to jellify the plan before presenting it.
ما باید طرح را قبل از ارائه آن ژلاتینه کنیم.
the chef decided to jellify the sauce for a unique texture.
سرآشپز تصمیم گرفت سس را برای بافت منحصر به فردی ژلاتینه کند.
to jellify the jelly, stir in sugar and heat it.
برای ژلاتینه کردن ژله، شکر را اضافه کرده و آن را گرم کنید.
he watched as the mixture began to jellify.
او تماشا کرد که مخلوط شروع به ژلاتینه شدن کرد.
they used agar to jellify the vegan dessert.
آنها از آگار برای ژلاتینه کردن دسر وگان استفاده کردند.
to jellify the stock, let it simmer for several hours.
برای ژلاتینه کردن آب قلم، اجازه دهید چندین ساعت بجوشد.
she learned how to jellify various liquids for her recipes.
او یاد گرفت که چگونه مایعات مختلف را برای دستور العمل های خود ژلاتینه کند.
jellify dessert
تبدیل به ژله، دسر
jellify mixture
تبدیل به ژله، مخلوط
jellify liquid
تبدیل به ژله، مایع
jellify fruit
تبدیل به ژله، میوه
jellify sauce
تبدیل به ژله، سس
jellify gelatin
تبدیل به ژله، ژلاتین
jellify broth
تبدیل به ژله، آبگوشت
jellify recipe
تبدیل به ژله، دستور العمل
jellify ingredients
تبدیل به ژله، مواد لازم
to jellify the mixture, let it cool in the refrigerator.
برای ژلاتینه کردن مخلوط، آن را در یخچال خنک کنید.
she used gelatin to jellify the fruit dessert.
او از ژلاتین برای ژلاتینه کردن دسر میوه استفاده کرد.
it takes time for the broth to jellify properly.
مدتی طول می کشد تا آبگوشت به درستی ژلاتینه شود.
we need to jellify the plan before presenting it.
ما باید طرح را قبل از ارائه آن ژلاتینه کنیم.
the chef decided to jellify the sauce for a unique texture.
سرآشپز تصمیم گرفت سس را برای بافت منحصر به فردی ژلاتینه کند.
to jellify the jelly, stir in sugar and heat it.
برای ژلاتینه کردن ژله، شکر را اضافه کرده و آن را گرم کنید.
he watched as the mixture began to jellify.
او تماشا کرد که مخلوط شروع به ژلاتینه شدن کرد.
they used agar to jellify the vegan dessert.
آنها از آگار برای ژلاتینه کردن دسر وگان استفاده کردند.
to jellify the stock, let it simmer for several hours.
برای ژلاتینه کردن آب قلم، اجازه دهید چندین ساعت بجوشد.
she learned how to jellify various liquids for her recipes.
او یاد گرفت که چگونه مایعات مختلف را برای دستور العمل های خود ژلاتینه کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید