jigged dance
رقص جوک
jigged pattern
الگوی جوک
jigged edges
لبههای جوک
jigged line
خط جوک
jigged movement
حرکت جوک
jigged notes
یادداشتهای جوک
jigged sound
صدای جوک
jigged steps
گامهای جوک
jigged rhythm
ریتم جوک
jigged figure
شکل جوک
he jigged around the dance floor with joy.
او با خوشحالی در کف سالن رقص میرقصید.
she jigged the pencil to create a unique pattern.
او مداد را به رقص درآورد تا الگوی منحصر به فردی ایجاد کند.
the children jigged to the music during the party.
کودکان در طول مهمانی با موسیقی میرقصیدند.
he jigged the fishing line to attract more fish.
او نخ ماهیگیری را به رقص درآورد تا ماهی بیشتری جذب کند.
they jigged their way through the crowded festival.
آنها با رقصیدن از میان جشنواره شلوغ عبور کردند.
she jigged with excitement when she heard the news.
او با هیجان وقتی خبر را شنید، رقصید.
the dancers jigged in perfect synchronization.
رقصندگان با هماهنگی کامل میرقصیدند.
he jigged the car back and forth to get out of the tight spot.
او ماشین را به جلو و عقب رقصاند تا از آن موقعیت تنگ بیرون بیاید.
she jigged her way to the front of the line.
او با رقصیدن به جلوی صف رسید.
they jigged along the path, enjoying the beautiful day.
آنها در طول مسیر رقصیدند و از روز زیبای لذت بردند.
jigged dance
رقص جوک
jigged pattern
الگوی جوک
jigged edges
لبههای جوک
jigged line
خط جوک
jigged movement
حرکت جوک
jigged notes
یادداشتهای جوک
jigged sound
صدای جوک
jigged steps
گامهای جوک
jigged rhythm
ریتم جوک
jigged figure
شکل جوک
he jigged around the dance floor with joy.
او با خوشحالی در کف سالن رقص میرقصید.
she jigged the pencil to create a unique pattern.
او مداد را به رقص درآورد تا الگوی منحصر به فردی ایجاد کند.
the children jigged to the music during the party.
کودکان در طول مهمانی با موسیقی میرقصیدند.
he jigged the fishing line to attract more fish.
او نخ ماهیگیری را به رقص درآورد تا ماهی بیشتری جذب کند.
they jigged their way through the crowded festival.
آنها با رقصیدن از میان جشنواره شلوغ عبور کردند.
she jigged with excitement when she heard the news.
او با هیجان وقتی خبر را شنید، رقصید.
the dancers jigged in perfect synchronization.
رقصندگان با هماهنگی کامل میرقصیدند.
he jigged the car back and forth to get out of the tight spot.
او ماشین را به جلو و عقب رقصاند تا از آن موقعیت تنگ بیرون بیاید.
she jigged her way to the front of the line.
او با رقصیدن به جلوی صف رسید.
they jigged along the path, enjoying the beautiful day.
آنها در طول مسیر رقصیدند و از روز زیبای لذت بردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید