lastingly beautiful
خوبی زیبایی دوامی
the charity made a lastingly positive impact on the community.
خیریه تأثیر مثبت و پایداری بر روی جامعه ایجاد کرد.
they built a lastingly strong partnership through trust and patience.
آنها با اعتماد و صبر یک همکاری قوی و پایدار برقرار کردند.
her lastingly loyal support kept the team steady in crisis.
پشتیبانی وفادار و پایدار او باعث ثبات تیم در بحران شد.
the new policy brought lastingly beneficial changes to public health.
سیاست جدید تغییرات مفید و پایداری در سلامت عمومی ایجاد کرد.
his lastingly good reputation opened doors across the industry.
معنای خوب و پایدار او در سراسر صنعت دریافتی باز کرد.
they left a lastingly memorable impression on their hosts.
آنها یک تأثیر قابل یادآوری و پایدار بر میزبانان خود گذاشتند.
the museum created a lastingly meaningful experience for visitors.
موزه تجربهای معنادار و پایدار برای بازدیدکنندگان ایجاد کرد.
we need lastingly effective solutions, not quick fixes.
ما نیاز به راهحلهای مؤثر و پایدار داریم، نه راهحلهای سریع.
the coach gave lastingly valuable advice that shaped my career.
مربی مشاورههای ارزشمند و پایداری ارائه کرد که مسیر کاری من را شکل داد.
they achieved lastingly stable growth by investing in skills.
آنها با سرمایه گذاری در مهارتها رشدی پایدار و ثابت به دست آوردند.
the agreement established a lastingly peaceful relationship between neighbors.
این توافق رابطهای آرامشبخش و پایدار بین همسایگان ایجاد کرد.
lastingly beautiful
خوبی زیبایی دوامی
the charity made a lastingly positive impact on the community.
خیریه تأثیر مثبت و پایداری بر روی جامعه ایجاد کرد.
they built a lastingly strong partnership through trust and patience.
آنها با اعتماد و صبر یک همکاری قوی و پایدار برقرار کردند.
her lastingly loyal support kept the team steady in crisis.
پشتیبانی وفادار و پایدار او باعث ثبات تیم در بحران شد.
the new policy brought lastingly beneficial changes to public health.
سیاست جدید تغییرات مفید و پایداری در سلامت عمومی ایجاد کرد.
his lastingly good reputation opened doors across the industry.
معنای خوب و پایدار او در سراسر صنعت دریافتی باز کرد.
they left a lastingly memorable impression on their hosts.
آنها یک تأثیر قابل یادآوری و پایدار بر میزبانان خود گذاشتند.
the museum created a lastingly meaningful experience for visitors.
موزه تجربهای معنادار و پایدار برای بازدیدکنندگان ایجاد کرد.
we need lastingly effective solutions, not quick fixes.
ما نیاز به راهحلهای مؤثر و پایدار داریم، نه راهحلهای سریع.
the coach gave lastingly valuable advice that shaped my career.
مربی مشاورههای ارزشمند و پایداری ارائه کرد که مسیر کاری من را شکل داد.
they achieved lastingly stable growth by investing in skills.
آنها با سرمایه گذاری در مهارتها رشدی پایدار و ثابت به دست آوردند.
the agreement established a lastingly peaceful relationship between neighbors.
این توافق رابطهای آرامشبخش و پایدار بین همسایگان ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید