lastingly

[ایالات متحده]/ˈlɑːstɪŋli/
[بریتانیا]/ˈlæstɪŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای پایدار یا دوام‌آمیز؛ به مدت طولانی؛ (پزشکی) با پایistence باقی‌مانده؛ باقی‌مانده پس از درمان یا مواجهه

عبارات و ترکیب‌ها

lastingly beautiful

خوبی زیبایی دوامی

جملات نمونه

the charity made a lastingly positive impact on the community.

خیریه تأثیر مثبت و پایداری بر روی جامعه ایجاد کرد.

they built a lastingly strong partnership through trust and patience.

آنها با اعتماد و صبر یک همکاری قوی و پایدار برقرار کردند.

her lastingly loyal support kept the team steady in crisis.

پشتیبانی وفادار و پایدار او باعث ثبات تیم در بحران شد.

the new policy brought lastingly beneficial changes to public health.

سیاست جدید تغییرات مفید و پایداری در سلامت عمومی ایجاد کرد.

his lastingly good reputation opened doors across the industry.

معنای خوب و پایدار او در سراسر صنعت دریافتی باز کرد.

they left a lastingly memorable impression on their hosts.

آنها یک تأثیر قابل یادآوری و پایدار بر میزبانان خود گذاشتند.

the museum created a lastingly meaningful experience for visitors.

موزه تجربه‌ای معنادار و پایدار برای بازدیدکنندگان ایجاد کرد.

we need lastingly effective solutions, not quick fixes.

ما نیاز به راه‌حل‌های مؤثر و پایدار داریم، نه راه‌حل‌های سریع.

the coach gave lastingly valuable advice that shaped my career.

مربی مشاوره‌های ارزشمند و پایداری ارائه کرد که مسیر کاری من را شکل داد.

they achieved lastingly stable growth by investing in skills.

آنها با سرمایه گذاری در مهارت‌ها رشدی پایدار و ثابت به دست آوردند.

the agreement established a lastingly peaceful relationship between neighbors.

این توافق رابطه‌ای آرامش‌بخش و پایدار بین همسایگان ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید