legislate

[ایالات متحده]/ˈledʒɪsleɪt/
[بریتانیا]/ˈledʒɪsleɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قوانین را وضع یا تصویب کردن؛ قانونگذاری کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلlegislated
شکل سوم شخص مفردlegislates
صفت یا فعل حال استمراریlegislating
زمان گذشتهlegislated
جمعlegislates

جملات نمونه

legislate sb. out of an office

از مقام کنار گذاشتن (کسی) با قانون‌گذاری

they legislated against discrimination in the workplace.

آنها تبعیض در محیط کار را ممنوع کردند.

Parliament may legislate on any matter of penal law.

پارلمان ممکن است در مورد هر موضوع مجازات قانون‌گذاری کند.

you cannot legislate for bad luck like that.

نمی‌توانید برای بدشانسی مانند آن قانون‌گذاری کنید.

Congress has legislated a new minimum wage for workers.

کنگره حداقل دستمزد جدید برای کارگران قانون‌گذاری کرده است.

This is meant to be a discussion course.One factor that will legislate against this aim is the instructor's digressive wordiness.

این قرار است یک دوره بحث و گفتگو باشد. یک فاکتوری که مانع از دستیابی به این هدف می‌شود، سخنان پراکنده و طولانی مدرس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید