licking lips
لیسیدن لب
lick up
بلعیدن
I only remember it was licking good.
من فقط به یاد دارم که داشت خوب میلیسید.
They were licking their lips at the thought of clinching the deal.
آنها با فکر بستن قرارداد، با لذت لب هایشان را لیسیدند.
The little boy is licking the ice-cream cone.
پسر کوچولو دارد مخروط بستنی را میلیسد.
their main preoccupation is licking and grooming themselves .
نگرانی اصلی آنها لیسیدن و مرتب کردن خود است.
The cat cleaned itself by licking its hair.
گربه با لمیدن موهایش خود را تمیز کرد.
The steak is so delicious that he's licking his lips.
استیک آنقدر خوشمزه است که دارد لبهایش را میلیسد.
the political organization he worked for was licking its wounds after electoral defeat.
سازمان سیاسی که او برای آن کار میکرد، پس از شکست انتخاباتی زخمهای خود را التیام میداد.
Our team is licking its chops because we beat the champions last night.
تیم ما دارد منتظر است چون شب گذشته قهرمانان را شکست دادیم.
It makes me very angry when I see Andrew licking Mr Smith’s boots all the time.
وقتی میبینم اندرو تمام وقت دارد چکمههای آقای اسمیت را میلیسد، خیلی عصبانی میشوم.
Methods 4 aminopyridine(4 AP)(lmg·kg -1 ) was used to induce a licking response in mice.The antiallergic and antipruritic effect of sol.hongshedingtong were observed.
روش 4 آمینوپیریدین (4 AP) (1 میلیگرم در کیلوگرم) برای القای پاسخ لمس در موشها استفاده شد. اثر ضد آلرژی و ضد خارش محلول هنگشیدینگتونگ مشاهده شد.
Endorphin blockers such as naltrexone can be used to reduce addiction to licking, or endorphin substitutes such as hydrocodone may decrease the urge to lick.
مسدودکنندههای اندورفین مانند نالتراکسون میتوانند برای کاهش اعتیاد به لیسیدن استفاده شوند، یا جایگزینهای اندورفین مانند هیدروکدون ممکن است میل به لیسیدن را کاهش دهند.
licking lips
لیسیدن لب
lick up
بلعیدن
I only remember it was licking good.
من فقط به یاد دارم که داشت خوب میلیسید.
They were licking their lips at the thought of clinching the deal.
آنها با فکر بستن قرارداد، با لذت لب هایشان را لیسیدند.
The little boy is licking the ice-cream cone.
پسر کوچولو دارد مخروط بستنی را میلیسد.
their main preoccupation is licking and grooming themselves .
نگرانی اصلی آنها لیسیدن و مرتب کردن خود است.
The cat cleaned itself by licking its hair.
گربه با لمیدن موهایش خود را تمیز کرد.
The steak is so delicious that he's licking his lips.
استیک آنقدر خوشمزه است که دارد لبهایش را میلیسد.
the political organization he worked for was licking its wounds after electoral defeat.
سازمان سیاسی که او برای آن کار میکرد، پس از شکست انتخاباتی زخمهای خود را التیام میداد.
Our team is licking its chops because we beat the champions last night.
تیم ما دارد منتظر است چون شب گذشته قهرمانان را شکست دادیم.
It makes me very angry when I see Andrew licking Mr Smith’s boots all the time.
وقتی میبینم اندرو تمام وقت دارد چکمههای آقای اسمیت را میلیسد، خیلی عصبانی میشوم.
Methods 4 aminopyridine(4 AP)(lmg·kg -1 ) was used to induce a licking response in mice.The antiallergic and antipruritic effect of sol.hongshedingtong were observed.
روش 4 آمینوپیریدین (4 AP) (1 میلیگرم در کیلوگرم) برای القای پاسخ لمس در موشها استفاده شد. اثر ضد آلرژی و ضد خارش محلول هنگشیدینگتونگ مشاهده شد.
Endorphin blockers such as naltrexone can be used to reduce addiction to licking, or endorphin substitutes such as hydrocodone may decrease the urge to lick.
مسدودکنندههای اندورفین مانند نالتراکسون میتوانند برای کاهش اعتیاد به لیسیدن استفاده شوند، یا جایگزینهای اندورفین مانند هیدروکدون ممکن است میل به لیسیدن را کاهش دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید