strived for success
برای موفقیت تلاش کرد
strived to improve
برای بهبود تلاش کرد
strived for excellence
برای برتری تلاش کرد
strived to achieve
برای دستیابی تلاش کرد
strived for greatness
برای بزرگی تلاش کرد
strived to learn
برای یادگیری تلاش کرد
strived for progress
برای پیشرفت تلاش کرد
strived to excel
برای پیشی گرفتن تلاش کرد
strived for change
برای تغییر تلاش کرد
strived to succeed
برای موفق شدن تلاش کرد
she strived to achieve her goals despite the challenges.
او برای دستیابی به اهداف خود با وجود چالشها تلاش کرد.
the team strived for excellence in every project.
تیم برای برتری در هر پروژه تلاش کرد.
he strived to improve his skills through practice.
او برای بهبود مهارتهای خود از طریق تمرین تلاش کرد.
they strived to create a better future for the community.
آنها برای ایجاد آیندهای بهتر برای جامعه تلاش کردند.
she strived to maintain a healthy work-life balance.
او برای حفظ تعادل سالم بین کار و زندگی تلاش کرد.
the students strived to excel in their studies.
دانشجویان برای برتری در تحصیلات خود تلاش کردند.
he strived to be a better person every day.
او تلاش کرد تا هر روز آدم بهتری باشد.
they strived to overcome their differences and work together.
آنها تلاش کردند تا بر اختلافات خود غلبه کرده و با هم کار کنند.
she strived to inspire others with her passion.
او تلاش کرد تا با اشتیاق خود دیگران را الهام بخشد.
he strived for recognition in his field of expertise.
او برای به دست آوردن شناخت در زمینه تخصص خود تلاش کرد.
strived for success
برای موفقیت تلاش کرد
strived to improve
برای بهبود تلاش کرد
strived for excellence
برای برتری تلاش کرد
strived to achieve
برای دستیابی تلاش کرد
strived for greatness
برای بزرگی تلاش کرد
strived to learn
برای یادگیری تلاش کرد
strived for progress
برای پیشرفت تلاش کرد
strived to excel
برای پیشی گرفتن تلاش کرد
strived for change
برای تغییر تلاش کرد
strived to succeed
برای موفق شدن تلاش کرد
she strived to achieve her goals despite the challenges.
او برای دستیابی به اهداف خود با وجود چالشها تلاش کرد.
the team strived for excellence in every project.
تیم برای برتری در هر پروژه تلاش کرد.
he strived to improve his skills through practice.
او برای بهبود مهارتهای خود از طریق تمرین تلاش کرد.
they strived to create a better future for the community.
آنها برای ایجاد آیندهای بهتر برای جامعه تلاش کردند.
she strived to maintain a healthy work-life balance.
او برای حفظ تعادل سالم بین کار و زندگی تلاش کرد.
the students strived to excel in their studies.
دانشجویان برای برتری در تحصیلات خود تلاش کردند.
he strived to be a better person every day.
او تلاش کرد تا هر روز آدم بهتری باشد.
they strived to overcome their differences and work together.
آنها تلاش کردند تا بر اختلافات خود غلبه کرده و با هم کار کنند.
she strived to inspire others with her passion.
او تلاش کرد تا با اشتیاق خود دیگران را الهام بخشد.
he strived for recognition in his field of expertise.
او برای به دست آوردن شناخت در زمینه تخصص خود تلاش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید