shirked responsibility
مسئولیت شانه به شانه
shirked duties
وظایفی که نادیده گرفته شد
shirked work
کاری که انجام نشد
shirked tasks
وظایفی که انجام نشد
shirked obligations
وظایفی که نادیده گرفته شد
shirked effort
تلاشی که انجام نشد
shirked challenges
چالشهایی که نادیده گرفته شد
shirked accountability
پاسخگویی که نادیده گرفته شد
shirked commitments
تعهداتی که نادیده گرفته شد
shirked expectations
انتظاراتی که نادیده گرفته شد
he shirked his responsibilities at work.
او مسئولیتهای خود را در محل کار نادیده گرفت.
she always shirks her chores.
او همیشه کارهای خانه را بهانه میگیرد.
they shirked their duties during the project.
آنها وظایف خود را در طول پروژه نادیده گرفتند.
don't shirk from difficult tasks.
از انجام وظایف دشوار خودداری نکنید.
he was accused of shirking his military service.
او به نادیده گرفتن خدمت نظامی خود متهم شد.
she shirked her role in the team.
او نقش خود را در تیم نادیده گرفت.
it's not right to shirk your obligations.
نادیده گرفتن وظایف خود درست نیست.
he tried to shirk the interview.
او سعی کرد از مصاحبه فرار کند.
many students shirk their studies.
بسیاری از دانش آموزان درس خود را بهانه میگیرند.
she never shirks from a challenge.
او هرگز از یک چالش فرار نمیکند.
shirked responsibility
مسئولیت شانه به شانه
shirked duties
وظایفی که نادیده گرفته شد
shirked work
کاری که انجام نشد
shirked tasks
وظایفی که انجام نشد
shirked obligations
وظایفی که نادیده گرفته شد
shirked effort
تلاشی که انجام نشد
shirked challenges
چالشهایی که نادیده گرفته شد
shirked accountability
پاسخگویی که نادیده گرفته شد
shirked commitments
تعهداتی که نادیده گرفته شد
shirked expectations
انتظاراتی که نادیده گرفته شد
he shirked his responsibilities at work.
او مسئولیتهای خود را در محل کار نادیده گرفت.
she always shirks her chores.
او همیشه کارهای خانه را بهانه میگیرد.
they shirked their duties during the project.
آنها وظایف خود را در طول پروژه نادیده گرفتند.
don't shirk from difficult tasks.
از انجام وظایف دشوار خودداری نکنید.
he was accused of shirking his military service.
او به نادیده گرفتن خدمت نظامی خود متهم شد.
she shirked her role in the team.
او نقش خود را در تیم نادیده گرفت.
it's not right to shirk your obligations.
نادیده گرفتن وظایف خود درست نیست.
he tried to shirk the interview.
او سعی کرد از مصاحبه فرار کند.
many students shirk their studies.
بسیاری از دانش آموزان درس خود را بهانه میگیرند.
she never shirks from a challenge.
او هرگز از یک چالش فرار نمیکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید