lollies

[ایالات متحده]/ˈlɒliz/
[بریتانیا]/ˈlɑliz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بستنی یخی; آبنبات چوبی (جمع lolly); شیرینی ها; شکلات ها (جمع lolly)

عبارات و ترکیب‌ها

colorful lollies

حلقه‌های رنگارنگ

fruit lollies

حلقه‌های میوه‌ای

chocolate lollies

حلقه‌های شکلاتی

homemade lollies

حلقه‌های خانگی

sour lollies

حلقه‌های ترش

gummy lollies

حلقه‌های جویی

mini lollies

حلقه‌های کوچک

hard lollies

حلقه‌های سخت

icy lollies

حلقه‌های یخی

party lollies

حلقه‌های مهمانی

جملات نمونه

she bought some lollies for the party.

او برای مهمانی چند لالی خرید.

the children were excited about the lollies they received.

کودکان از لالی‌هایی که دریافت کردند هیجان‌زده بودند.

he always carries lollies in his backpack.

او همیشه لالی در کوله‌پشتی خود حمل می‌کند.

they enjoyed sharing lollies during the picnic.

آنها از به اشتراک گذاشتن لالی در هنگام پیک‌نیک لذت بردند.

we made colorful lollies for the summer fair.

ما لالی‌های رنگارنگ برای نمایشگاه تابستان ساختیم.

she loves to collect different flavors of lollies.

او عاشق جمع‌آوری طعم‌های مختلف لالی است.

he offered her some lollies from his stash.

او مقداری لالی از انباری خود به او پیشنهاد داد.

the shop sells handmade lollies in various shapes.

آن مغازه لالی‌های دست‌ساز را در شکل‌های مختلف می‌فروشد.

they decided to make lollies as a fun activity.

آنها تصمیم گرفتند لالی درست کنند تا یک فعالیت سرگرم‌کننده باشد.

my favorite lollies are the sour ones.

لالی‌های مورد علاقه من لالی‌های ترش هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید