masculinist

[ایالات متحده]/ˈmæskjʊlɪnɪst/
[بریتانیا]/ˈmæskjəlɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که از تسلط مردانه یا مردانگی حمایت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

masculinist agenda

برنامه‌ی مردسالارانه

masculinist ideology

ایدئولوژی مردسالارانه

masculinist discourse

گفتمان مردسالارانه

masculinist perspective

دیدگاه مردسالارانه

masculinist culture

فرهنگ مردسالارانه

masculinist norms

هنجارهای مردسالارانه

masculinist values

ارزش‌های مردسالارانه

masculinist rhetoric

بیان مردسالارانه

masculinist movement

جنبش مردسالارانه

masculinist theory

تئوری مردسالارانه

جملات نمونه

the masculinist ideology often overlooks women's contributions.

ایدئولوژی مردسالارانه اغلب از دستاوردهای زنان غافل می شود.

many masculinist groups advocate for men's rights.

بسیاری از گروه های مردسالارانه از حقوق مردان حمایت می کنند.

his masculinist views sparked a heated debate.

دیدگاه های مردسالارانه او باعث ایجاد یک بحث داغ شد.

some people criticize masculinist attitudes in modern society.

برخی افراد نگرش های مردسالارانه را در جامعه مدرن مورد انتقاد قرار می دهند.

the masculinist movement has a controversial history.

جنبش مردسالارانه دارای سابقه ای بحث برانگیز است.

she rejected the masculinist perspective in her research.

او دیدگاه مردسالارانه را در تحقیقات خود رد کرد.

masculinist rhetoric can be harmful to gender equality.

زبان مردسالارانه می تواند برای برابری جنسیتی مضر باشد.

he identified as a masculinist but supported women's rights.

او خود را مردسالار معرفی کرد اما از حقوق زنان حمایت کرد.

critics argue that masculinist beliefs are outdated.

منتقدان استدلال می کنند که باورهای مردسالارانه قدیمی هستند.

understanding masculinist perspectives is important for dialogue.

درک دیدگاه های مردسالارانه برای گفتگو مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید