malediction

[ایالات متحده]/ˌmælɪˈdɪkʃən/
[بریتانیا]/ˌmælɪˈdɪkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نفرین یا بیان یک نفرین؛ عمل نفرین کردن یا سخن گفتن به بدی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

malediction curse

نفرین لعنت

malediction spell

نفرین جادو

malediction utterance

نفرین بیان

malediction power

نفرین قدرت

malediction effect

نفرین اثر

malediction ritual

نفرین آیین

malediction fate

نفرین سرنوشت

malediction word

نفرین کلمه

malediction legend

نفرین افسانه

malediction belief

نفرین باور

جملات نمونه

he uttered a malediction against his enemies.

او نفرینی را علیه دشمنانش ادا کرد.

the ancient scroll contained a powerful malediction.

نسخه باستانی حاوی نفرینی قدرتمند بود.

she believed that the malediction would bring misfortune.

او معتقد بود که این نفرین باعث بدبختی خواهد شد.

the villagers feared the old woman's malediction.

روستاییان از نفرین زن پیر می‌ترسیدند.

his malediction was said to curse the entire family.

گفته می‌شد که نفرین او کل خانواده را نفرین می‌کند.

they performed a ritual to lift the malediction.

آنها برای رفع نفرین، آیین انجام دادند.

the story revolves around a malediction placed on a prince.

داستان حول محور نفرینی می‌چرخد که بر روی شاهزاده‌ای قرار داده شده است.

he was warned not to speak a malediction in anger.

به او هشدار داده شد که نباید در حال عصبانیت نفرینی را ادا کند.

the malediction was believed to be irreversible.

باور بر این بود که این نفرین غیرقابل برگشت است.

legends tell of a malediction that can only be broken by true love.

افسانه ها از نفرینی صحبت می‌کنند که فقط با عشق واقعی قابل شکستن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید