mellowness

[ایالات متحده]/ˈmɛləʊnəs/
[بریتانیا]/ˈmɛloʊnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت بالغ بودن یا به طور کامل توسعه یافته; غنای یا پر بودن طعم، به ویژه در شراب یا میوه; باروری یا غنای خاک; وضعیت راحت یا آسوده بودن به طوری دلپذیر
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sweet mellowness

شیرینی ملایمت

gentle mellowness

ملایمت لطیف

rich mellowness

ملایمت غنی

deep mellowness

ملایمت عمیق

soft mellowness

ملایمت نرم

warm mellowness

ملایمت گرم

natural mellowness

ملایمت طبیعی

subtle mellowness

ملایمت ظریف

calm mellowness

ملایمت آرام

pleasant mellowness

ملایمت دلپذیر

جملات نمونه

the mellowness of the wine made it a perfect choice for dinner.

دلپذیری شراب آن را به انتخاب مناسبی برای شام تبدیل کرد.

her mellowness in conversation makes her very approachable.

ملایمت او در گفتگو باعث می‌شود که بسیار قابل دسترس باشد.

as the years passed, he developed a mellowness that was comforting to others.

با گذشت سال‌ها، او ملایمتی را توسعه داد که برای دیگران دلپذیر بود.

the mellowness of the autumn leaves created a beautiful landscape.

ملایمت برگ‌های پاییزی یک منظره زیبا ایجاد کرد.

her mellowness during the discussion helped to ease tensions.

ملایمت او در طول بحث به کاهش تنش‌ها کمک کرد.

with age comes a certain mellowness that enhances wisdom.

با افزایش سن، ملایمت خاصی به وجود می‌آید که خرد را افزایش می‌دهد.

the mellowness of the music made everyone feel relaxed.

ملایمت موسیقی باعث شد همه احساس آرامش کنند.

his mellowness is reflected in his gentle approach to teaching.

ملایمت او در روش آرام و مهربان او در آموزش منعکس می‌شود.

she appreciates the mellowness of the evening light.

او از ملایمت نور شب لذت می‌برد.

the mellowness of the cheese pairs well with fruits.

ملایمت پنیر با میوه‌ها به خوبی همراه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید