mercilessnesses

[ایالات متحده]/ˈmɜːsɪləsnɪz/
[بریتانیا]/ˈmɜːrsələsnɪz/

ترجمه

n. جمع صفت بی‌رحمی؛ نمونه‌های بی‌رحمی
adj. بی‌رحم؛ خشونت‌آمیز؛ بی‌دل
adv. به شکل بی‌رحم؛ خشونت‌آمیز؛ بدون دل
n. کیفیت یا حالت بودن بی‌رحم؛ خشونت؛ کمبود دل

جملات نمونه

the mercilessnesses of the invading army shocked the peaceful village.

بездیگاری‌های نیروی مهاجم روستای آرام را شوکه کرد.

the mercilessnesses displayed by the hurricane destroyed everything in its path.

بездیگاری‌های نشان داده شده توسط هریکان هر چیز را در مسیر خود نابود کرد.

his mercilessnesses in business negotiations earned him both enemies and respect.

بездیگاری‌های او در مذاکرات کسب و کار باعث شد که دشمنان و احترام را به او بیاورد.

the mercilessnesses of ancient gladiators entertained crowds in the roman colosseum.

بездیگاری‌های گلادیاتورهای باستانی جمع‌های زیادی را در کلوزیوم رومی تفریح داد.

we cannot ignore the mercilessnesses with which the regime suppressed dissent.

ما نمی‌توانیم بездیگاری‌هایی که رژیم با آن مخالفت را سرکوب کرد را نادیده بگیریم.

the mercilessnesses of winter storms tested the survival skills of mountain climbers.

بездیگاری‌های بارش‌های زمستانی مهارت‌های بقا را در کوه‌نوردان آزمایش کرد.

their mercilessnesses during the debate left no room for compromise.

بездیگاری‌های آن‌ها در میان بحث هیچ گونه فضایی برای تسویه‌الحساب باقی نگذاشت.

the mercilessnesses recorded in historical documents reveal the brutality of past wars.

بездیگاری‌های ثبت شده در اسناد تاریخی خشونت جنگ‌های گذشته را نشان می‌دهد.

the mercilessnesses of corporate layoffs have affected thousands of families.

بездیگاری‌های کاهش کارکنان شرکت‌ها هزاران خانواده را تحت تأثیر قرار داد.

she described the mercilessnesses of her captors with trembling voice.

او با صدای لرزان بездیگاری‌های بازداشتگرانش را توصیف کرد.

the mercilessnesses of the famine devastated entire regions of the country.

بездیگاری‌های گرسنگی تمام مناطق کشور را ویران کرد.

his mercilessnesses in competition never allowed his opponents any mercy.

بездیگاری‌های او در رقابت هرگز به حریفانش هیچ گونه رحمی نمی‌گذاشت.

the mercilessnesses of the judicial system shocked the defense team.

بездیگاری‌های نظام قضایی تیم دفاع را شوکه کرد.

they spoke of the mercilessnesses with which the pirates attacked merchant ships.

آن‌ها درباره بездیگاری‌هایی که رهبران دریانورد به کشتی‌های تجاری حمله کردند صحبت کردند.

the mercilessnesses of the economic crisis forced many businesses to close permanently.

بездیگاری‌های بحران اقتصادی باعث شد که بسیاری از کسب و کارها به طور دائم ببندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید