miraculousness

[ایالات متحده]/mɪˈrækjʊləsnəs/
[بریتانیا]/mɪˈrækjələsnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن عجیب و غریب؛ عجیب و غریب بودن که به گونه‌ای به نظر می‌رسد که یک معجزه است.

عبارات و ترکیب‌ها

miraculousness abounds

چیرایی عجیب و غریب فراوان است

pure miraculousness

چیرایی عجیب و غریب خالص

sheer miraculousness

چیرایی عجیب و غریب صریح

unexpected miraculousness

چیرایی عجیب و غریب غیرمنتظره

miraculousness revealed

چیرایی عجیب و غریب آشکار شده

miraculousness endured

چیرایی عجیب و غریب تحمل شده

miraculousness persists

چیرایی عجیب و غریب ادامه دارد

miraculousness inspires

چیرایی عجیب و غریب الهام می‌بخشد

miraculousness celebrated

چیرایی عجیب و غریب جشن گرفته می‌شود

miraculousness questioned

چیرایی عجیب و غریب مورد پرسش قرار می‌گیرد

جملات نمونه

the sheer miraculousness of her recovery stunned the entire medical team.

بهره‌وری ناگهانی او به طور کامل تیم پزشکی را شگفت‌زده کرد.

we spoke in awe of the miraculousness of the sunrise after the storm.

ما با شگفتی از ناگهانی بودن طلوع خورشید پس از باران گفتگو کردیم.

his memoir captures the quiet miraculousness of everyday kindness.

خاطرات او ناگهانی بودن لطف‌های روزمره را ثبت کرده است.

they questioned the miraculousness of the claim and asked for solid evidence.

آنها ناگهانی بودن این ادعا را به سوالاتی گذاشتند و از شواهد محکمی خواستند.

in the documentary, the narrator highlights the miraculousness of evolution.

در مستند، می‌گوید که ناگهانی بودن تکامل را تاکید می‌کند.

i still feel the miraculousness of that moment whenever i hear the song.

هر زمان که آهنگ را می‌شنویم، هنوز احساس ناگهانی بودن آن لحظه را دارم.

her paintings evoke a sense of miraculousness through light and shadow.

نقاشی‌های او احساس ناگهانی بودن را از طریق نور و سایه ایجاد می‌کند.

the team celebrated the miraculousness of their comeback win.

تیم به ناگهانی بودن پیروزی بازگشتی خود جشن گرفت.

he tried to explain the miraculousness of the technology in plain language.

او سعی کرد ناگهانی بودن فناوری را با زبان ساده توضیح دهد.

few people can describe the miraculousness of parenthood without tears.

چند نفر می‌توانند ناگهانی بودن والدین بودن را بدون اشک توصیف کنند.

the novel dwells on the miraculousness of forgiveness after betrayal.

این رمان به ناگهانی بودن عفو پس از خیانت می‌پردازد.

despite his skepticism, he admitted the miraculousness of the coincidence.

با وجود شک او، او ناگهانی بودن این تصادف را قبول کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید