He has a misanthropic attitude towards society.
او نگرش بدبینانه ای نسبت به جامعه دارد.
Her misanthropic behavior alienates her from others.
رفتار بدبینانه او باعث می شود از دیگران جدا شود.
The misanthropic character in the novel despises human interaction.
شخصیت بدبینانه در رمان از تعامل با انسان ها متنفر است.
Despite his misanthropic tendencies, he still helps those in need.
با وجود گرایش های بدبینانه او، او هنوز به نیازمندان کمک می کند.
The misanthropic old man prefers solitude over socializing.
آن مرد پیر بدبینانه ترجیح می دهد به جای معاشرت، تنها باشد.
Her misanthropic views on humanity are evident in her writings.
دیدگاه های بدبینانه او نسبت به انسانیت در نوشته هایش آشکار است.
The misanthropic artist rarely leaves his studio.
هنرمند بدبین به ندرت از استودیوی خود خارج می شود.
His misanthropic nature makes it hard for him to trust others.
طبع بدبینانه او باعث می شود که به سختی به دیگران اعتماد کند.
The misanthropic professor avoids social gatherings.
استاد بدبین از جمع شدن های اجتماعی اجتناب می کند.
Despite his misanthropic tendencies, he still volunteers at the local shelter.
با وجود گرایش های بدبینانه او، او هنوز به طور داوطلبانه در پناهگاه محلی کار می کند.
He has a misanthropic attitude towards society.
او نگرش بدبینانه ای نسبت به جامعه دارد.
Her misanthropic behavior alienates her from others.
رفتار بدبینانه او باعث می شود از دیگران جدا شود.
The misanthropic character in the novel despises human interaction.
شخصیت بدبینانه در رمان از تعامل با انسان ها متنفر است.
Despite his misanthropic tendencies, he still helps those in need.
با وجود گرایش های بدبینانه او، او هنوز به نیازمندان کمک می کند.
The misanthropic old man prefers solitude over socializing.
آن مرد پیر بدبینانه ترجیح می دهد به جای معاشرت، تنها باشد.
Her misanthropic views on humanity are evident in her writings.
دیدگاه های بدبینانه او نسبت به انسانیت در نوشته هایش آشکار است.
The misanthropic artist rarely leaves his studio.
هنرمند بدبین به ندرت از استودیوی خود خارج می شود.
His misanthropic nature makes it hard for him to trust others.
طبع بدبینانه او باعث می شود که به سختی به دیگران اعتماد کند.
The misanthropic professor avoids social gatherings.
استاد بدبین از جمع شدن های اجتماعی اجتناب می کند.
Despite his misanthropic tendencies, he still volunteers at the local shelter.
با وجود گرایش های بدبینانه او، او هنوز به طور داوطلبانه در پناهگاه محلی کار می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید