disillusioned

[ایالات متحده]/ˌdisiˈlu:ʒənd/
[بریتانیا]/ˌdɪsɪ'luʒnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دیگر توهمات را نگه نمی‌دارد، بسیار ناامید
Word Forms
قسمت سوم فعلdisillusioned
زمان گذشتهdisillusioned

عبارات و ترکیب‌ها

disillusionment

بی‌حوصلگی

جملات نمونه

the minority groups were completely disillusioned with the party.

گروه‌های اقلیت کاملاً از حزب ناامید شده بودند.

Many common people are very disillusioned with the present government.

بسیاری از مردم عادی به شدت از دولت فعلی ناامید هستند.

He’s very disillusioned with the present government.

او به شدت از دولت فعلی ناامید است.

He disillusioned his fans by his sloppy play.

او با بازی ضعیف خود، طرفدارانش را ناامید کرد.

Many people who are disillusioned in reality assimilate life to a dream.

بسیاری از مردم که در واقعیت ناامید شده اند، زندگی را به یک رویا تطبیق می دهند.

If the king had hoped for peace, he was to be sadly disillusioned.

اگر پادشاه امیدوار به صلح بود، او به طرز غم انگیزی ناامید می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید