miseries

[ایالات متحده]/ˈmɪzəriːz/
[بریتانیا]/ˈmɪzəriːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنج یا درد بزرگ؛ حوادث یا وضعیت‌های نامطلوب؛ مشکلات مالی؛ کسی که به طور مکرر شکایت می‌کند؛ بلایای طبیعی؛ شرایط تراژیک

عبارات و ترکیب‌ها

shared miseries

غم‌های مشترک

endless miseries

غم‌های بی‌پایان

personal miseries

غم‌های شخصی

great miseries

غم‌های بزرگ

hidden miseries

غم‌های پنهان

common miseries

غم‌های رایج

daily miseries

غم‌های روزمره

life's miseries

غم‌های زندگی

unspoken miseries

غم‌های بیان نشده

collective miseries

غم‌های جمعی

جملات نمونه

she shared her miseries with her closest friends.

او غم و رنج‌های خود را با نزدیک‌ترین دوستانش در میان گذاشت.

he found solace in music despite his miseries.

او با وجود غم و رنج‌هایش، آرامش را در موسیقی یافت.

many people are unaware of the miseries faced by the less fortunate.

بسیاری از مردم از غم و رنج‌هایی که افراد کم‌بضاعت با آن مواجه هستند، آگاه نیستند.

her miseries seemed to multiply after the accident.

به نظر می‌رسید غم و رنج‌های او پس از حادثه بیشتر شده‌اند.

he wrote a book about the miseries of war.

او کتابی در مورد غم و رنج‌های جنگ نوشت.

they tried to escape their miseries through travel.

آنها سعی کردند از طریق سفر از غم و رنج‌های خود فرار کنند.

understanding others' miseries can foster empathy.

درک غم و رنج‌های دیگران می‌تواند همدلی را تقویت کند.

she often reflects on her past miseries to find strength.

او اغلب به گذشته و غم و رنج‌های خود فکر می‌کند تا قدرت بیابد.

his miseries were evident in his somber expression.

غم و رنج‌های او در چهره‌ای گرفته و غمگینش آشکار بود.

they organized a charity event to alleviate the miseries of the homeless.

آنها برای کاهش غم و رنج‌های بی‌خانمان‌ها یک رویداد خیریه برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید