shared miseries
غمهای مشترک
endless miseries
غمهای بیپایان
personal miseries
غمهای شخصی
great miseries
غمهای بزرگ
hidden miseries
غمهای پنهان
common miseries
غمهای رایج
daily miseries
غمهای روزمره
life's miseries
غمهای زندگی
unspoken miseries
غمهای بیان نشده
collective miseries
غمهای جمعی
she shared her miseries with her closest friends.
او غم و رنجهای خود را با نزدیکترین دوستانش در میان گذاشت.
he found solace in music despite his miseries.
او با وجود غم و رنجهایش، آرامش را در موسیقی یافت.
many people are unaware of the miseries faced by the less fortunate.
بسیاری از مردم از غم و رنجهایی که افراد کمبضاعت با آن مواجه هستند، آگاه نیستند.
her miseries seemed to multiply after the accident.
به نظر میرسید غم و رنجهای او پس از حادثه بیشتر شدهاند.
he wrote a book about the miseries of war.
او کتابی در مورد غم و رنجهای جنگ نوشت.
they tried to escape their miseries through travel.
آنها سعی کردند از طریق سفر از غم و رنجهای خود فرار کنند.
understanding others' miseries can foster empathy.
درک غم و رنجهای دیگران میتواند همدلی را تقویت کند.
she often reflects on her past miseries to find strength.
او اغلب به گذشته و غم و رنجهای خود فکر میکند تا قدرت بیابد.
his miseries were evident in his somber expression.
غم و رنجهای او در چهرهای گرفته و غمگینش آشکار بود.
they organized a charity event to alleviate the miseries of the homeless.
آنها برای کاهش غم و رنجهای بیخانمانها یک رویداد خیریه برگزار کردند.
shared miseries
غمهای مشترک
endless miseries
غمهای بیپایان
personal miseries
غمهای شخصی
great miseries
غمهای بزرگ
hidden miseries
غمهای پنهان
common miseries
غمهای رایج
daily miseries
غمهای روزمره
life's miseries
غمهای زندگی
unspoken miseries
غمهای بیان نشده
collective miseries
غمهای جمعی
she shared her miseries with her closest friends.
او غم و رنجهای خود را با نزدیکترین دوستانش در میان گذاشت.
he found solace in music despite his miseries.
او با وجود غم و رنجهایش، آرامش را در موسیقی یافت.
many people are unaware of the miseries faced by the less fortunate.
بسیاری از مردم از غم و رنجهایی که افراد کمبضاعت با آن مواجه هستند، آگاه نیستند.
her miseries seemed to multiply after the accident.
به نظر میرسید غم و رنجهای او پس از حادثه بیشتر شدهاند.
he wrote a book about the miseries of war.
او کتابی در مورد غم و رنجهای جنگ نوشت.
they tried to escape their miseries through travel.
آنها سعی کردند از طریق سفر از غم و رنجهای خود فرار کنند.
understanding others' miseries can foster empathy.
درک غم و رنجهای دیگران میتواند همدلی را تقویت کند.
she often reflects on her past miseries to find strength.
او اغلب به گذشته و غم و رنجهای خود فکر میکند تا قدرت بیابد.
his miseries were evident in his somber expression.
غم و رنجهای او در چهرهای گرفته و غمگینش آشکار بود.
they organized a charity event to alleviate the miseries of the homeless.
آنها برای کاهش غم و رنجهای بیخانمانها یک رویداد خیریه برگزار کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید