sufferings

[ایالات متحده]/ˈsʌf(ə)rɪŋz/
[بریتانیا]/ˈsʌfərɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درد جسمی یا روانی؛ سختی‌ها؛ ناراحتی‌های مختلف؛ عذاب

عبارات و ترکیب‌ها

shared sufferings

تحملات مشترک

endure sufferings

تحمل رنج‌ها

face sufferings

مقابله با رنج‌ها

relieve sufferings

تسکین رنج‌ها

overcome sufferings

غلبه بر رنج‌ها

bear sufferings

تحمل رنج

profound sufferings

رنج‌های عمیق

human sufferings

رنج‌های انسانی

collective sufferings

رنج‌های جمعی

unite sufferings

اتحاد در برابر رنج‌ها

جملات نمونه

her sufferings during the war were unimaginable.

رنج‌های او در طول جنگ غیرقابل تصور بود.

he found solace in writing about his sufferings.

او در نوشتن درباره رنج‌های خود آرامش یافت.

many people share their sufferings to help others.

بسیاری از مردم رنج‌های خود را برای کمک به دیگران به اشتراک می‌گذارند.

she turned her sufferings into a source of strength.

او رنج‌های خود را به منبعی از قدرت تبدیل کرد.

his sufferings were a reminder of the harsh realities of life.

رنج‌های او یادآورای سخت‌سختی‌های زندگی بود.

he wrote a book about his sufferings and recovery.

او درباره رنج‌ها و بهبودی خود کتابی نوشت.

they organized a charity event to alleviate the sufferings of the needy.

آنها برای کاهش رنج‌های نیازمندان یک رویداد خیریه برگزار کردند.

her poetry often reflects her inner sufferings.

شعر او اغلب بازتاب رنج‌های درونی او است.

he learned to cope with his sufferings through meditation.

او یاد گرفت که از طریق مدیتیشن با رنج‌های خود کنار بیاید.

understanding others' sufferings can foster empathy.

درک رنج‌های دیگران می‌تواند همدلی را تقویت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید