mordantly

[ایالات متحده]/ˈmɔːdəntli/
[بریتانیا]/ˈmɔːrdəntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی مرتبط با استفاده از تثبیت‌کننده‌ها در رنگرزی؛ به شدت؛ خورنده؛ به روشی گزنده یا طعنه‌آمیز

عبارات و ترکیب‌ها

mordantly witty

طنز تلخ و گزنده

mordantly humorous

طنز تلخ و خنده‌دار

mordantly funny

طنز تلخ و خنده‌آور

mordantly sarcastic

طنز تلخ و کنایه‌آمیز

mordantly critical

به شدت انتقادآمیز

mordantly ironic

به شدت متناقض

mordantly sharp

به شدت تیز

mordantly bitter

به شدت تلخ

mordantly satirical

به شدت هجوآمیز

mordantly amusing

به شدت خنده‌دار

جملات نمونه

the comedian delivered a mordantly funny routine that had the audience gasping.

بازیگر خنده‌دار یک اجرای گزنده و خنده‌دار ارائه داد که باعث شد مخاطبان با تعجب نفس‌گیری انجام دهند.

her mordantly witty commentary on politics made her a popular columnist.

نظرات گزنده و باهوش او در مورد سیاست باعث شد به یک ستون‌نویس محبوب تبدیل شود.

the novel offers a mordantly ironic look at modern corporate culture.

این رمان نگاهی گزنده و طعنه‌آمیز به فرهنگ شرکتی مدرن ارائه می‌دهد.

he wrote mordantly humorous reviews that spared no one from his sharp pen.

او نقدهای گزنده و خنده‌دار نوشت که قلم تیزش هیچ‌کس را در امان نگذاشت.

the play is mordantly satirical, exposing the hypocrisies of high society.

این نمایش گزنده و طنزآمیز است و ریاکاری‌های جامعه‌ی بالا را آشکار می‌کند.

her mordantly critical essays dismantled the arguments of her opponents.

مقالات انتقادی گزنده او استدلال‌های مخالفانش را از هم پاشید.

the documentary takes a mordantly cynical view of the advertising industry.

این مستند نگاهی گزنده و بدبینانه به صنعت تبلیغات دارد.

his mordantly sarcastic observations about dating life resonated with readers.

مشاهدات گزنده و طعنه‌آمیز او در مورد زندگی مجردی با خوانندگان همخوانی داشت.

the podcast provides mordantly amusing insights into everyday social interactions.

این پادکست بینش‌های گزنده و خنده‌دار در مورد تعاملات اجتماعی روزمره ارائه می‌دهد.

she is known for her mordantly observant descriptions of airport behavior.

او به خاطر توصیفات گزنده و دقیقش از رفتار در فرودگاه‌ها شناخته شده است.

the podcast host's mordantly witty banter keeps listeners coming back for more.

گفتگوهای گزنده و باهوش میزبان پادکست باعث می‌شود شنوندگان برای شنیدن بیشتر بازگردند.

the columnist's mordantly humorous take on current events goes viral regularly.

دیدگاه گزنده و خنده‌دار ستون‌نویس در مورد وقایع جاری به طور منظمتی ویروسی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید