mumbo-jumbo

[ایالات متحده]/[ˈmʌmboʊ ˈdʒʌmboʊ]/
[بریتانیا]/[ˈmʌmboʊ ˈdʒʌmboʊ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گویش بی‌معنی یا بی‌منطق، به ویژه آنچه برای تأثیر گذاری یا متقاعد کردن استفاده می‌شود؛ روش‌های یا باورهای ریتولی یا معتقدات واقع‌گرای.
adj. بی‌معنی؛ بی‌منطق.

عبارات و ترکیب‌ها

pure mumbo-jumbo

خالص گویاگویی

avoided mumbo-jumbo

گویاگویی را اجتناب کرد

mumbo-jumbo talk

گویاگویی گفتار

full of mumbo-jumbo

پر از گویاگویی

dismissed as mumbo-jumbo

به عنوان گویاگویی رد شد

more mumbo-jumbo

بیشتر گویاگویی

just mumbo-jumbo

فقط گویاگویی

cut the mumbo-jumbo

گویاگویی را قطع کن

despised mumbo-jumbo

گویاگویی را نفرت داشت

جملات نمونه

the politician's speech was full of mumbo-jumbo and didn't offer any real solutions.

خطبه سیاستمدار پر از گویاترک و هیچ گونه راه حل واقعی ارائه نکرد.

i couldn't understand the technical manual; it was all mumbo-jumbo to me.

من نتوانستم دستورالعمل فنی را درک کنم؛ از نظر من همه چیز گویاترک بود.

the new age guru's teachings were just mumbo-jumbo and didn't resonate with me.

آموزش‌های گورو جدید دوران تنها گویاترک بودند و با من هم‌خوانی نکردند.

don't try to impress me with your mumbo-jumbo about blockchain technology.

به من با گویاترک‌هایتان درباره فناوری زنجیره بلوک نمی‌کشید.

the contract contained a lot of legal mumbo-jumbo that was difficult to decipher.

قرارداد شامل مقدار زیادی از گویاترک قانونی بود که تفسیر کردن آن دشوار بود.

i tuned out during the presentation; it was just a lot of corporate mumbo-jumbo.

من در حین ارائه توجه خود را از دست دادم؛ تنها مقدار زیادی از گویاترک کارآفرینی بود.

the instructions were written in confusing mumbo-jumbo, making assembly nearly impossible.

دستورالعمل‌ها با گویاترک سردرگم کننده نوشته شده بودند، که تقریباً جمع‌آوری را غیرممکن می‌کرد.

he tried to explain the complex theory, but it was mostly mumbo-jumbo to the students.

او سعی کرد نظریه پیچیده را توضیح دهد، اما برای دانش‌آموزان بیشتر گویاترک بود.

the advertisement used a lot of marketing mumbo-jumbo to sell the product.

این تبلیغ از مقدار زیادی از گویاترک بازاریابی برای فروش محصول استفاده کرد.

i ignored the consultant's mumbo-jumbo and followed my own instincts.

من گویاترک مشاور را نادیده گرفتم و به احساسات خود اعتماد کردم.

the proposal was filled with bureaucratic mumbo-jumbo and lacked any clear goals.

این پیشنهاد پر از گویاترک اداری بود و هدف‌های واضحی نداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید