| جمع | no-shows |
no-show policy
سیاست عدم حضور
no-show fee
هزینه عدم حضور
avoid a no-show
از عدم حضور اجتناب کنید
no-show appointment
قرار ملاقات عدم حضور
was a no-show
غایب بود
no-shows
عدم حضورها
prevent no-shows
از عدم حضورها جلوگیری کنید
no-show rate
نرخ عدم حضور
due to no-show
به دلیل عدم حضور
we had a significant no-show rate for the conference.
نرخ غیبت قابل توجهی در کنفرانس داشتیم.
the restaurant experienced a high no-show rate last night.
رستوران شب گذشته شاهد نرخ بالای غیبت بود.
due to the no-show policy, we charged a fee.
به دلیل سیاست غیبت، ما هزینه ای دریافت کردیم.
we implemented a no-show policy to reduce losses.
ما یک سیاست غیبت برای کاهش ضرر اجرا کردیم.
the no-show rate increased during the holiday season.
نرخ غیبت در طول فصل تعطیلات افزایش یافت.
we sent reminder texts to minimize no-shows.
ما پیام های یادآوری ارسال کردیم تا غیبت ها را به حداقل برسانیم.
the no-show cost the company a lot of money.
غیبت هزینه زیادی برای شرکت به همراه داشت.
we tracked the no-show rate weekly.
ما به صورت هفتگی نرخ غیبت را ردیابی کردیم.
a confirmed reservation doesn't guarantee a no-show won't happen.
رزرو تایید شده تضمین نمی کند که غیبت اتفاق نخواهد افتاد.
the no-show policy aims to protect our resources.
سیاست غیبت برای محافظت از منابع ما طراحی شده است.
we analyzed the data to understand the no-show trends.
ما داده ها را تجزیه و تحلیل کردیم تا روند غیبت را درک کنیم.
the no-show impacted our staffing levels significantly.
غیبت تأثیر قابل توجهی بر سطوح پرسنل ما داشت.
no-show policy
سیاست عدم حضور
no-show fee
هزینه عدم حضور
avoid a no-show
از عدم حضور اجتناب کنید
no-show appointment
قرار ملاقات عدم حضور
was a no-show
غایب بود
no-shows
عدم حضورها
prevent no-shows
از عدم حضورها جلوگیری کنید
no-show rate
نرخ عدم حضور
due to no-show
به دلیل عدم حضور
we had a significant no-show rate for the conference.
نرخ غیبت قابل توجهی در کنفرانس داشتیم.
the restaurant experienced a high no-show rate last night.
رستوران شب گذشته شاهد نرخ بالای غیبت بود.
due to the no-show policy, we charged a fee.
به دلیل سیاست غیبت، ما هزینه ای دریافت کردیم.
we implemented a no-show policy to reduce losses.
ما یک سیاست غیبت برای کاهش ضرر اجرا کردیم.
the no-show rate increased during the holiday season.
نرخ غیبت در طول فصل تعطیلات افزایش یافت.
we sent reminder texts to minimize no-shows.
ما پیام های یادآوری ارسال کردیم تا غیبت ها را به حداقل برسانیم.
the no-show cost the company a lot of money.
غیبت هزینه زیادی برای شرکت به همراه داشت.
we tracked the no-show rate weekly.
ما به صورت هفتگی نرخ غیبت را ردیابی کردیم.
a confirmed reservation doesn't guarantee a no-show won't happen.
رزرو تایید شده تضمین نمی کند که غیبت اتفاق نخواهد افتاد.
the no-show policy aims to protect our resources.
سیاست غیبت برای محافظت از منابع ما طراحی شده است.
we analyzed the data to understand the no-show trends.
ما داده ها را تجزیه و تحلیل کردیم تا روند غیبت را درک کنیم.
the no-show impacted our staffing levels significantly.
غیبت تأثیر قابل توجهی بر سطوح پرسنل ما داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید