non-mechanized

[ایالات متحده]/[nɒn ˈmɛk.ən.aɪzd]/
[بریتانیا]/[nɒn ˈmek.ən.aɪzd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون استفاده از ماشین‌آلات؛ انجام‌شده بدون کمک ماشین‌آلات؛ مربوط به یا ویژگی فرآیندها یا سیستم‌هایی که ماشین‌آلات را شامل نمی‌کنند.
adv. به شکلی که ماشین‌آلات را شامل نمی‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

non-mechanized labor

کار نامکانیزه

non-mechanized farming

کشاورزی نامکانیزه

being non-mechanized

بودن نامکانیزه

non-mechanized process

فرآیند نامکانیزه

non-mechanized systems

سیستم‌های نامکانیزه

non-mechanized approach

رویکرد نامکانیزه

non-mechanized tasks

وظایف نامکانیزه

initially non-mechanized

در ابتدا نامکانیزه

remains non-mechanized

همچنان نامکانیزه می‌ماند

non-mechanized work

کار نامکانیزه

جملات نمونه

we enjoyed the non-mechanized farm tour and learned about traditional farming methods.

ما از گردشگری روستایی غیرمکانیزه لذت برده و درباره روش‌های کشاورزی سنتی یاد گرفتیم.

the restaurant prides itself on using non-mechanized milling techniques for its flour.

این رستوران افتخار می‌کند که از فرآوری غیرمکانیزه برای تولید گوشت خود استفاده می‌کند.

many prefer the feel of non-mechanized weaving, finding it more personal and engaging.

بسیاری به حس بافت غیرمکانیزه ترجیح می‌دهند زیرا آن را شخصی‌تر و جذاب‌تر می‌یابند.

the village still practices non-mechanized rice harvesting, a tradition passed down through generations.

این روستا هنوز از روش‌های غیرمکانیزه برای برداشت برنج استفاده می‌کند، یک سنتی که از نسل به نسل منتقل شده است.

he demonstrated the process of non-mechanized pottery making, shaping the clay by hand.

او فرآیند ساخت ظروف سفالی غیرمکانیزه را نشان داد و خمیر را به صورت دستی شکل داد.

the craftsman specialized in non-mechanized woodworking, creating intricate carvings.

تکنسین فرشتگری در زمینه کار با چوب غیرمکانیزه تخصص دارد و تزئینات پیچیده ایجاد می‌کند.

the community organized a non-mechanized harvest festival to celebrate their agricultural heritage.

جامعه یک جشنگاه برداشت غیرمکانیزه را سازمان داد تا از میراث کشاورزی خود جشن بگیرد.

they opted for a non-mechanized approach to landscaping, preferring a natural and organic look.

آنها برای طراحی فضای سبز از رویکرد غیرمکانیزه انتخاب کردند و به دیدار طبیعی و ارگانیک ترجیح می‌دهند.

the artist used non-mechanized printing techniques to create unique, hand-pulled prints.

هنرمند از فنون چاپ غیرمکانیزه برای ایجاد چاپ‌های منحصر به فرد و دستی استفاده کرد.

the historical reenactment featured non-mechanized tools and equipment to accurately portray the era.

بازیگری تاریخی از ابزارها و تجهیزات غیرمکانیزه استفاده کرد تا دوره را به درستی نمایش دهد.

the small business focused on providing non-mechanized services, emphasizing personalized customer care.

این کسب و کار کوچک روی ارائه خدمات غیرمکانیزه تمرکز دارد و دقت در مراقبت شخصی از مشتری را تاکید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید